تبليغاتX
تبليغاتX
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

به دیدن وبلاگ میثاق با کوثر آل محمد(ص)خوش آمدی


میثاق با کوثر آل محمد ص

یکشنبه پنجم آبان 1387

به بهانه میلاد دخت آفتاب ،حضرت معصومه (ع)

امید وارم دوستان عزیز هر جا که هستید این ایام را گرامی بدارید واگه درشهرقم هستید حتما دعاگوی ما هم باشید.وبه نیابت از من به آن بانوی نورانی سلامم را برسانید.التماس دعا

 

نوشته شده توسط طاهری در 3:52 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پنجم آبان 1387

شخصیت و فضایل حضرت معصومه سلام الله علیها

حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها دارای شخصیتی رفیع و والا مقام می‎باشد به طوری كه ائمه طاهرین علیهم السّلام از این بانو، با جلالت و تكریم یاد كرده‎اند و حتی پیش از ولادت آن حضرت، بلكه پیش از ولادت پدر بزرگوارش، نام او بر لسان بعضی از ائمه علیهم السّلام آمده و از مقام والای او سخن گفته‎اند كه به بعضی از آنها اشاره می‎شود.

امام صادق علیه السّلام می‎فرمایند: «اَلا اِنَّ قم حَرَمی و حرم وَلدی من بعدی...»[1] بدانید قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است، زنی از فرزندان من در این شهر در می‎گذرد كه او دختر موسی است... .»

امام صادق علیه السّلام در حدیثی دیگر پیش از این كه این فرزند گرانقدر متولد شود از فضیلت زیارت و مدفن او سخن می‎گوید و شیعیان را به اهمیت آن توجه می‎دهد و می‎فرماید: «شهر قم، حرم ما است و در آن زنی از فرزندان من مدفون می‎شود، به نام فاطمه هر كس او را زیارت كند بهشت برای او ثابت می‎شود... .»[2]

حضرت فاطمه معصومه علیهاالسّلام، كه بعد از حضرت زهرا سلام الله علیها از جهت گستردگی شفاعت، هیچ بانویی به شفیعه محشر حضرت معصومه سلام الله علیها نمی‎رسد.

همه این بیانات حاكی از شأن و عظمت و فضیلت این بانوی مكرم اسلام می‎باشد. بی‎شك این فضایل و خصوصیات اخلاقی این بانوی بزرگ است كه او را دارای چنین مقام و منزلتی نموده است چون امام موسی كاظم علیه السّلام دارای 37 فرزند بود كه در میان آنها این بانوی مكرم است كه مثل ستاره‎ای درخشان می‎درخشد و در میان فرزندان امام كاظم علیه السّلام بعد از امام رضا علیه السّلام هیچ كدام هم سنگ او نمی‎باشد. حال به خصوصیات و فضایلی اشاره می‎كنیم كه باعث عظمت و درخشش او در میان دیگر امامزادگان شده است.


شرافت خانوادگی

او ماه تابانی است كه از برج امامت طلوع كرده در آغوش امامت تربیت یافته، قنداقه امامت را نیز در دامن خود پرورش داده است زیرا او دختر امام، خواهر امام و عمه امام است. همه نیاكان او مشعلداران امامت، پرچمداران هدایت، اسوه‎های فضیلت و استوانه‎های ولایتند. و مادر بزرگوارش از بانوان با فضیلت و از اسوه‎های تقوا و شرافت و از زنان كم‌نظیر تاریخ بشریت است.

بدیهی است كه تأثیر شخصیت پدر و مادر در روح و جسم فرزندان را نمی‎توان انكار كرد این ویژگی در وجود حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها نیز بروز یافت و از هر دو طرف فضایلی را به ارث برد و می‎توان سر برتری آن حضرت بر دیگر فرزندان موسی بن جعفر علیه السّلام را در همین نكته یافت. البته این نمی‎تواند به معنای تأثیر نداشتن تلاش و كوشش آن حضرت در این راه باشد بلكه علاوه بر همه شایستگی‎های فردی كه در وجود خویش به وجود آورده بود از این عوامل نیز به عنوان مكمل و پشتوانه ترقی و تكامل معنوی اخلاقی و علمی سود می‎برد.


عبادت حضرت معصومه سلام الله علیها

بنا به تصریح قرآن هدف از خلقت انسان چیزی جز عبادت و بندگی خداوند نیست كسانی كه به این هدف مهم پی بردند در راه رسیدن به عالی‌ترین مرحله آن سر از پا نمی‎شناختند.

یكی از عالی‌ترین نمونه‎های عبادت و بندگی خدا از خاندان ولایت و امامت، كریمه اهل بیت فاطمه معصومه سلام الله علیها می‎باشد. او با عبادت و شب زنده‎داری هفده روزه‎اش در واپسین روزهای عمر شریفش در مدت اقامتش در منزل موسی بن الخزرج، گوشه‎ای از یك عمر عبودیت و خضوع و خشوع آن زاده عبد صالح خدا در برابر ذات پاك الهی است.[3]

امام صادق علیه السّلام در حدیثی دیگر پیش از این كه این فرزند گرانقدر متولد شود از فضیلت زیارت و مدفن او سخن می‎گوید و شیعیان را به اهمیت آن توجه می‎دهد و می‎فرماید: «شهر قم، حرم ما است و در آن زنی از فرزندان من مدفون می‎شود، به نام فاطمه هر كس او را زیارت كند بهشت برای او ثابت می‎شود.


محدثه بودن آن حضرت

از ویژگی‎های حضرت معصومه سلام الله علیها این بود كه علوم اسلام و آل محمد صلّی الله علیه و آله آگاهی داشت و آن حضرت از جمله روایت كنندگان حدیث بود و چندین حدیث است كه در سند آنها نام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها به چشم می‎خورد كه علامه بزرگوار امینی در كتاب شریف الغدیر به بعضی از آنها استناد می‎كند مانند، عن فاطمه بنت علی بن موسی الرضا حدثتنی... «من كنت مولاه فعلی مولاه.»[4] نقل این احادیث حاكی از مقام علمی والای آن بانو می‎باشد.


لقب معصومه سلام الله علیها

مقام عصمت كه عالی‎ترین مقام معنوی و پاكی است، درجاتی دارد، و در وهله اوّل بر دو گونه است:

الف- معصوم از خطاء.

ب- معصوم از گناه.

حضرت معصومه سلام الله علیها مانند حضرت زینب علیهاالسّلام در یكی از درجات عصمتند، گر چه در درجات چهارده معصوم علیهم السّلام نباشد.

روایت شده حضرت رضا علیه السّلام فرمودند: «من زار المعصومة بقم كمن زارنی»[5]؛ كسی كه معصومه را در قم زیارت بكند مانند آن است كه مرا زیارت كرده است. گرچه شواهد و قرائن در مورد مقام عصمت حضرت معصومه سلام الله علیها بسیار است، ولی سخن فوق از امام معصوم علیه السّلام شاید اشاره‎ای باشد كه حضرت معصومه سلام الله علیها دارای مقام عصمت بوده است، ضمناً این سخن بیانگر آن است كه: این لقب را حضرت رضا علیه السّلام به فاطمه كبری سلام الله علیها داده است. وگرنه نام آن حضرت معصومه نمی‎باشد.


شفاعت گسترده

اعتقاد به شفاعت انبیاء و اولیاء از ضروریات مذهب شیعه است و هیچ تردیدی در آن نیست. و بالاترین جایگاه شفاعت، از آنِ رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله است كه در قرآن كریم از آن به (مقام محمود) تعبیر شده است. همانا دو تن از بانوان خاندان رسول مكرم صلّی الله علیه و آله هم شفاعت گسترده‎ای دارند كه بسیار وسیع و جهان شمول است.

1. خاتون محشر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه سلام الله علیها.

2. شفیعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه علیهاالسّلام، كه بعد از حضرت زهرا سلام الله علیها از جهت گستردگی شفاعت، هیچ بانویی به شفیعه محشر حضرت معصومه سلام الله علیها نمی‎رسد. كه امام جعفر صادق علیه السّلام در این رابطه می‎فرماید: «تَدخل بِشفاعتها شیعتنا الجنته باجمعهم»[6]؛ با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می‎شوند.


زیارتنامه مخصوص

یكی از شواهد عظمت استثنایی حضرت معصومه سلام الله علیها زیارتنامه‎ای است كه به خصوص، حضرت رضا علیه السّلام در شأن او صادر فرموده است. زیرا بعد از فاطمه زهرا سلام الله علیها تنها زیارتی كه از امام معصوم برای یك زن نقل شده، زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها است و هیچ یك از بانوان خاندان عصمت و طهارت زیارت مخصوص از امام ندارد.


پی‌نوشت‌ها:

1- سفینة البحار، ج 2، ص 276.

2- علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 6، ص 216.

3- قم شناسی و گردشگری، ص 292.

4- علامه امینی، الغدیر، ج 1، ص 196.

5- ریاحین الشریعه، ج 5، ص 35.

6- علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 6، ص 228.

 

 


نوشته شده توسط طاهری در 3:47 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پنجم آبان 1387

اجمالى از زندگى كریمه اهل بیت علیهم السلام

 

حرم <span style='background-color:yellow'>حضرت</span> <span style='background-color:yellow'>معصومه</span>

نام و لقب مبارك

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و القاب ایشان «معصومه»، «ستى»، و «فاطمه كبرى» است. پدرش حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام و مادرش نجمه خاتون مادر حضرت رضا علیه السلام است. 

از ولادت تا هجرت

آن حضرت اول ذى القعده سال 173هـ.ق در مدینه منوره به دنیا آمدند. و در سن 28 سالگى در روز دهم(1)  یا دوازدهم(2) ربیع الثانى سال 201هـ.ق در شهر قم از دنیا رفتند.

 

سفر به شهر مقدس قم

در سال 200هـ.ق و یك سال پس از سفر تبعیدگونه حضرت رضا علیه السلام به شهر «مرو» حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام همراه عده‌اى از برادران خود براى دیدار برادر و تجدید عهد با امام زمان خویش راهى دیار غربت شد. در طول راه به شهر ساوه رسیدند، ولى از آنجا كه در آن زمان مردم ساوه از مخالفین اهل‌بیت علیهم السلام بودند با ماموران حكومتى همراهى نموده و با همراهان حضرت وارد نبرد و جنگ شدند كه عده‌اى از همراهان حضرت در این حادثه غم‌انگیز به شهادت رسیدند.(3) حضرت در حالى كه از غم و حزن بسیار بیمار بود با احساس ناامنى در شهر ساوه فرمود: مرا به شهر قم ببرید,، زیرا از پدرم شنیدم كه فرمود: شهر قم مركز شیعیان ما مى‌باشد(4)؛  سپس حضرت به طرف قم حركت نمود.

بزرگان قم وقتى از این خبر مسرت‌بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند و در حالى كه «موسى بن الخزرج» بزرگ خاندان «اشعرى»، زمام شتر آن مكرمه را به دوش مى‌كشید؛ ایشان در میان شور و احساسات مردم قم وارد آن شهر مقدس شد و در منزل شخصى «موسى بن الخزرج» اجلال نزول فرمود.(5) آن بزرگوار هفده روز در شهر ولایت و امامت به سر برد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود و واپسین روزهاى عمر پربركت خویش را با خضوع و خشوع در برابر ذات پاك الهى به پایان رساند.

حضرت معصومه علیهاالسلام در حالى كه از غم و حزن بسیار بیمار بود با احساس ناامنى در شهر ساوه فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم كه فرمود: شهر قم مركز شیعیان ما مى‌باشد؛ سپس حضرت به طرف قم حركت نمود.

غروب مهتاب در شهر ستارگان

سرانجام آن همه شوق و شور و شعف «از اجلال نزول كوكب ولایت و توفیق زیارت بانویى از تبار فاطمه اطهر»، با افول نجمه آسمان عصمت و طهارت، مبدل به دنیایى از حزن و اندوه شد، و این غروب غم انگیز عاشقان امامت و ولایت را در سوگ و عزا نشاند.

در رابطه با علت بیماری نابهنگام حضرت و مرگ زودرس آن بزرگوار گفته شده است(6) كه زنى در شهر ساوه ایشان را مسموم نمود كه این مطلب با توجه به درگیرى دشمنان اهل‌بیت با همراهان حضرت و شهادت عده‌اى از آنها «در ساوه» و جو نامساعد آن شهر و حركت نابهنگام آن بزرگوار در حال بیماری به سوى شهر قم، مطلبى قابل قبول مى‌تواند باشد.

آرى آن حضرت كه مى‌رفت زینب‌وار با سفر پر بركتش سند گویایى بر حقانیت امامت رهبران راستین و افشاگر چهره نفاق و تزویر مامونى باشد، و همانند قهرمان كربلا پیام‌آور خون سرخ برادرى باشد كه این بار مزورانه به قتلگاه (بنى‌عباس) برده مى‌شد، ناگاه تقدیر الهى بر این شد كه مرقد آن بزرگ حامى خط ولایت و امامت براى همیشه تاریخ، فریادگر مبارزه با ظلم و بى‌عدالتى ستم پیشگان دوران و الهام بخش پیروان راستین تشیع علوى در طول قرون و اعصار باشد.

حرم <span style='background-color:yellow'>حضرت</span> <span style='background-color:yellow'>معصومه</span>

مراسم دفن كریمه اهل‌بیت علیهم السلام

بعد از وفات شفیعه روز جزا، آن حضرت را غسل داده و كفن نمودند سپس به سوى قبرستان «بابلان» تشیع كردند ولى به هنگام دفن آن بزرگوار «به خاطر نبودن محرم»، «آل سع» دچار مشكل شدند و سرانجام تصمیم گرفتند كه پیرمردى به نام « قادر» این كار را انجام دهد.

ولى قادر و حتى بزرگان و صلحاء شیعه قم هم، لایق نبودند عهده‌دار این امر مهم شوند؛ چرا كه معصومه اهل‌بیت را باید امام معصوم به خاك سپارد.

مردم منتظر آمدن «آن پیرمرد صالح» بودند، كه ناگهان دو سواره را دیدند كه از سمت ریگزار به سوى آنان مى‌آیند وقتى نزدیك جنازه رسیدند، پیاده شده و بر جنازه نماز خواندند و جسم پاك ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله را در داخل سردابى «كه از قبل آماده شده بود» دفن كردند و بدون این كه با كسى تكلمى نمایند، سوار شده و رفتند، و كسى هم آنها را نشناخت.(7) به قول یكى از بزرگان هیچ بعید نیست كه این دو بزرگوار، امامان معصومى باشند كه براى این امر مهم به قم آمدند.

پس از به پایان رسیدن مراسم دفن، موسى بن الخزرج سایبانى از حصیر و بوریا بر قبر شریف آن بزرگوار برافراشت و این سایبان برقرار بود تا زمانى كه حضرت زینب سلام الله علیها، دختر امام جواد علیه السلام وارد قم شدند و قبه‌اى آجرى بر آن مرقد مطهر بنا كردند.(8)

و بدین سان تربت پاك آن بانوى بزرگ اسلام قبله‌گاه قلوب ارداتمندان به اهل‌بیت علیهم‌السلام و دارالشفاى دلسوختگان عاشق ولایت و امامت شد. 

 

قم و حضرت معصومه سلام الله علیها در احادیث

* امام جعفر صادق علیه السلام می‌فرماید:

سلام بر مردم قم، خداوند شهرهای آنان را با باران سیراب می‌كند، و بركت‌ها را بر آنان نازل می‌كند، و بدی‌های آنان را به خوبی تبدیل می‌كند، آنها اهل ركوع و سجود و قیام و قعود هستند، آنان فقیه و دانشمند هستند، آنان اهل درك حقایق و روایات و عبادت نیكو هستند.(9)

* امام جعفر صادق علیه السلام می‌فرماید:

بهشت دارای هشت در است و یكی از آنها برای مردم قم است، و آنان در میان مردم سایر شهرها بهترین شیعیان ما هستند، خداوند ولایت ما را در طینت آنان قرار داد.(10)

امام جعفر صادق علیه السلام می‌فرماید:

برای قم فرشته‌ای است كه بال‌هایش را بر آن گسترده است، هیچ ستمگری قصد بد به قم نمی‌كند مگر این كه خداوند او را ذوب می‌كند همانند ذوب شدن نمك در آب.(11)

* عفان بصری می‌گوید: امام جعفر صادق علیه السلام به من فرمودند:

می‌دانی چرا قم نامیده شد؟ گفتم: خدا و پیامبرش و شما آگاه‌ترید. فرمود: قم نامیده شد چون اهل آن با قائم آل محمد صلی الله علیه و آله همراه می‌شوند و با او قیام می‌كنند و او را یاری می‌كنند و استوار خواهند بود.(12)

رواق دختر موسى بن جعفر است اینجا             حریم فاطمه بنت پیمبر است اینجا

در بهشت برین گر طلب كنى به خدا                 ببوس با ادب آن را كه آن در است اینجا

زمین قم به مثل چون صدف بود آرى                  وجود حضرت معصومه گوهر است اینجا

 

پی‌نوشت‌ها:

1- وسیله المعصومیه، ص 65، به نقل از نزهة الابرار.

2- مستدرك سفینة البحار، ج 8، ص 258.

3- زندگى حضرت معصومه، نوشته آقاى منصورى، ص 14. به نقل از ریاض الانساب، تالیف ملك الكتاب شیرازى.

4- دریاى سخن، تالیف سقازاده تبریزى، ص 12 به  نقل از ودیعه آل محمد، نوشته آقاى انصارى.

5- تاریخ قدیم قم، ص 213.

6- وسیلة المعصومیه، نوشته میرزا ابوطالب بیوك، ص 68، الحیاة السیاسیه للامام الرضا علیه السلام، نوشته جعفر مرتضى العاملى، ص 428.

7- تاریخ قدیم قم، ص 214.

8- سفینة البحار، ج 2، ص 376.

9- بحار الانوار، ج 60، ص 217.

10- بحار الانوار، ج 60، ص 216.

11- بحار الانوار، ج 60، ص 217.

12- بحار الانوار، ج 60، ص 216.

 

نوشته شده توسط طاهری در 3:37 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و ششم مهر 1387

زن در گفتار بزرگان


نقش زن در اجتماع مهم و حساس بوده و همیشه در تحولات اجتماعی حضور داشته است. نقش کلیدی و محوری زنان جامعیت و گستردگی افق اندیشه و دیدگاههای تحلیلی درباره کارکردهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی زنان از اهمیت ویژهای برخوردار است. نقش کلیدی و محوری زنان در فراز و فرود جامعه انسانی در این کلام امام خمینی(ره) خلاصه میشود که فرمودند: صلاح و فساد جامعه در گرو صلاح و فساد زنهاست
.  زن "ریحانه آفرینش" ، در طول تاریخ همواره مورد بحث و توجه بزرگان واقع گردیده و دیدگاه های مختلفی در مورد او وجود دارد.
در مطلب ذیل مختصرا سخن بعضی از بزرگان در بیان جایگاه، مقام و ارزش زن ارائه گردیده است:
رسول اکرم (ص) : بهترین متاع دنیا ، همسر شایسته است .
حضرت علی (ع) : دختر ، فرزندی است مهربان ، مونس ، مددکار ، مبارک و مربی .
3- امام سجاد (ع) : بهترین ِ فرزندان شما دخترانند .
امام صادق (ع) : دختر « حسنه » و پسر « نعمت » است ، حسنه ثواب و نعمت حساب دارد .
امام صادق (ع) : بیشترین خوبی در وجود زنان است .
امام خمینی (ره) : از دامن زن است که مرد به معراج می رود .
علامه اقبال لاهوری : زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر پاکی ، نمونه عطوفت و چشمه عنایت است .
لامارتین : منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود.
امرسون : تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است .
« شیلر » شاعر انگلیسی : هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است .
ناپلئون : اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟
آناتول فرانس : زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست .
ویلیام شکسپیر : چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش .
گوته : زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است.
برنارد شاو : زن شاهکار خلقت است .

نوشته شده توسط طاهری در 10:35 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه پانزدهم مهر 1387

صهیونیسم عامل رواج فرهنگ برهنگی در جهان است

معاون پژوهشی بنیاد بین المللی آخرین منجی:

اولین کسانی که ساختار هویتی عفاف و حجاب را در هم شکستند، گروهی از صهیونیست های یهودی و مسیحی بودند.

در فرهنگ تمامی ادیان وتمدنهای اصیل دنیا ، حجاب به عنوان یک اصل کلی مورد توجه بوده و جزئی از هویت یک زن را تشکیل می داد. به گونه ای که اگر به لباس های زنان اروپایی قبل از رنسانس دقت شود نوعی حجاب در بانوان آن عصر به صورت لباسهای بلند وگشاد قابل مشاهده است.
اولین گروههایی که ساختار هویتی حجاب را در اروپا درهم شکستند،  گروهی از صهیونیست های یهودی و مسیحی بودند، خاطر نشان ساخت: صهیونیست ها بر اساس آموزه های غیر الهی خود تنها راه حاکمیت وسیطره بر جهان را القاء نوعی تسامح نسبت به حجاب وشخصیت زن در جامعه یافته و بدین ترتیب با ترویج نگاه اغوا گرایانه ومصرفی نسبت به زن، پوششهای نامناسب و مردانه را به جای پوشش زنانه قبل از رنسانس ترویج کردند.
عضو هیات علمی موسسه عفاف و حجاب در ادامه با اشاره به اینکه زنی ایرانی از ابتدا علاقه زیادی به رعایت عفاف و حجاب داشته است تاکید کرد: چادر، درحقیقت هویتی ایرانی دارد واین پوشش درزنان وابسته به طبقات اجتماعی بالا در ایران باستان رایج  بود به طوری که در زمان هخامنشیان زنان دربار، چادرهایی از پارچه های گرانبها به سرداشته، ادامه آن را برروی دستان می انداختند. همچنین پس از اسلام رعایت عفاف و حجاب به شکل استفاده از چادر جنبه عمومی پیدا کرد و همگانی شد.

نوشته شده توسط طاهری در 1:25 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 
 

به دیدن وبلاگ میثاق با کوثر آل محمد(ص)خوش آمدی


نيكى كردن به پدر ، مادر ، يتيمان و مساكين از وظايف ضرورى اهل ايمان است . (بقره: 83؛ تفسير راهنما، جلد 1، صفحه 249)
زن خوب وفرمانبرو پارسا کند مرد درویش را پادشاه
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

                         به نام خدا                           اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ  في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ  اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ  اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ  فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام