تبليغاتX
تبليغاتX
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

به دیدن وبلاگ میثاق با کوثر آل محمد(ص)خوش آمدی


میثاق با کوثر آل محمد ص

سه شنبه سی ام بهمن 1386

 بخش دوم علل پيدا شدن حجاب :


1 - ريشه فلسفی .
2 - ريشه اجتماعی .
3 - ريشه اقتصادی .
4 - ريشه اخلاقی .
5 - ريشه روانی .
6 - تدبير غريزی شگفت انگيز زن .

    علت پيدا شدن حجاب


علت و فلسفه پيدا شدن حجاب چيست ؟ چطور شد كه در ميان همه يا بعضی‏ ملل باستانی پديد آمد ؟ اسلام كه دينی است كه در همه دستورهای خويش‏ فلسفه و منظوری دارد چرا و روی چه مصلحتی حجاب را تأييد و يا تأسيس كرد ؟ . مخالفان حجاب سعی كرده‏اند جريانات ظالمانه‏ای را به عنوان علت پيدا شدن حجاب ذكر كنند ، و در اين جهت ميان حجاب اسلامی و غير اسلامی فرق‏ نمی‏گذارند ، چنين وانمود می‏كنند كه حجاب اسلامی نيز از همين جريانات‏ ظالمانه سرچشمه می‏گيرد .
در باب علت پيدا شدن حجاب نظريات گوناگونی ابراز شده است و غالبا اين علتها برای ظالمانه يا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذكر شده است . ما مجموع آنها را ذكر می‏كنيم . نظرياتی كه به دست آورده‏ايم بعضی فلسفی و بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است
نوشته شده توسط طاهری در 8:30 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سی ام بهمن 1386

معناي عفت و رابطه آن با صفات اخلاقي ديگر

عفت درمفردات راغب به معناي به وجود آمدن حالتي براي نفس انسان است كه ازغلبه يافتن شهوت حفظ مي كند.1 شهيد مطهري نيز عفت رابه معناي رام بودن قوه شهواني تحت حكومت عقل وايمان معرفي مي نمايد.2

 

درروايات اسلام نيزتعاريفي ازعفت صورت گرفته كه ازجمله مولاي متقيان حضرت علي (عليه السلام )مي فرمايند:

الصبرعلي الشهوة عفّة 3

يعني عفت مقاومت دربرابرشهوت وغلبه برآن مي باشد .

 

عفت داراي مراتبي است كه اولين مرتبه آن ،مقابله باشهوت وغلبه برآن مي باشد .

 

مرتبه دوم ،عفت عملي است ،به اين معني كه علاوه بركنترل شهوت هريك ازاعضاي بدن بايد ازارتكاب به شهوت بازداشته گردند ودرمرتبه سوم علاوه بركنترل اعضاي بدن نسبت به گناه حتي فكرگناه نيزبه ذهنش خطورنكند كه همان عفت نظري مي باشد.4

 

عفت به عنوان يكي ازمهترين خصوصيت اخلاقي رابطه تنگاتنگي باصفات بارزاخلاقي ديگردارد كه ازجمله مي توان به رابطه آن باحيا ،غيرت ،كياست ،بصيرت ، اخلاص وعشق اشاره نمود .

 

 

عفت و حيا: 

حيا ازديدگاه علامه مجلسي تأثرنفس است ازامري كه قباحت آن امربراوظاهرشود وباعث انزجاراوازآن عمل گردد.5

 

اميرالمؤمنين (عليه السلام) دريك تقسيم بندي حيارابه دوقسم تقسيم نموده است:

الف:  حياي ازخود

ب:  حيا ازخداوند تبارك وتعالي

 

حضرت مي فرمايند : برترين حيا حياي تو ازخداست 6

 

يعني اگرانسان زماني كه مي خواهد مرتكب گناه شود يك لحظه خود را دربرابرخداوند مشاهد نمايد ،حيانموده وآن گناه رامرتكب نخواهد شد ودرمورد اول مي فرمايند : بهترين حياحياي ازخودت است يعني انديشه كن كه توخليفه خداوند درروي زمين هستي ونبايد به اين امانتي كه خداوند دراختيار توقرارداده خيانت كني وبابي حجابي مرتكب گناه گردي ، بنابراين حياباعث عفت وغلبه برشهوت مي گردد ودرحقيقت قول امام علي (عليه السلام) كه مي فرمايند :

سبب العفة الحيا 7

سبب عفت حياست به اثبات مي رسد.

 

 

عفت و غيرت

غيرت نيز رابطه مستقيمي باعفت دارد به گونه اي كه حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند : ارزش مرد به اندازه همت اوست وپاكدامني وعفت اوبه ميزان غيرت اوست.8

 

مردان باغيرت نه تنها خود باعفت هستند بلكه سعي برآن دارند تا خانواده وناموس خود راازچشم مردان نامحرم دورنگه داشته وباهدايت وراهنمايي خود موجب درامان ماندن خود وخانواده خود ازچنگال بي عفتي گردند.

 

 

عفت و كياست 

كياست به معناي تيزهوشي ودانايي فرد است9 ويكي ازاخلاق بارزعفيفان وافراد باعفت مي باشد. درروايت داريم: پاكدامني خوي زيركان است.10

 

حضرت علي (عليه السلام) شخص زيرك را اين گونه معرفي مي نمايد: زيرك كسي است كه افسارشهوتش دراختياراو باشد وازخواسته هاي ناروايش جلوگيري كرده، هنگام خشم خواسته دلش را سركوب كند.11

 

 

عفت و بصيرت: 

بصيرت نيز به عنوان يكي ازويژگي مهم اخلاقي رابطه تنگاتنگي با عفت دارد تا جايي كه افرادي چون ابن سيرين فراست وهوشياري فوق العاده درتعبير خواب را درسايه عفت وپاكدامني به دست مي آورند.

 

رسول اكرم(صلي الله عليه واله) مي فرمايند: ديدگان خود را ازنگاه به نامحرم بپوشانيد ناآنچه را ديگران از ديدن آن عاجزند ببينيد.12

 

 

عفت و اخلاص: 

برجسته ترين مقامي كه قرآن كريم براي يوسف(عليه السلام)اثبات مي كند همانا مقام مخلص بودن اوست «انه من عبادنا المخلصين»13 وجالب اين است كه اين مقام حضرت يوسف به واسطه عفت ومقاومت دربرابر خواسته عزيز مصر بود كه خود قرآن قبل ازبيان اخلاص آن حضرت به آن اشاره مي نمايد.

 

 

عفت و عشق:

عشق وعفت دو واژه مقدس هستند كه وقتي دركنار يكديگر قرارمي گيرند بر زيبايهاي آن افزوده مي گردد.عشقي كه براساس عفاف وتقوا است واختصاص به زوجين دارد حتي در دوران پيري كه شهوت خاموش است آنها را به يكديگر پيوند مي دهد وبرخلاف محيطهاي  به اصطلاح آزاد كه زن ومرد را به حال ابتذال در مي آورند وفقط زمينه پيدايش هوسهاي آني وموقتي وهرزه شدن قلبها را فراهم مي نمايند روزبه روز براين مودت وعشق زوجين افزوده مي گردد .

 

لذا پيامبر اكرم (صلي الله عليه واله) مي فرمايند: كسي كه عاشق شود ودر عشق خويش كتمان كند وعفت بورزد وبا اين حال بميرد ،اوشهيد است.14

 

 

ترس و عفت: 

حضرت علي (عليه السلام) درنهج البلاغه يكي از خصلتهاي نيك زنان را ترسو بودن آنان معرفي مي نمايد وعلت آن را چنين بيان مي فرمايند : چون ترسان باشد ازهر چيزي كه به آبروي او زيان رسانده فاصله گيرد.15

 

استاد شهيد مطهري ترس را در اينجا عفاف زن معرفي مي نمايند وبراين باورند كه عفت زنان هميشه مورد تجاوز مردان قرارمي گيرد ومزاحمت در امر عفاف بيشتر از طرف مرد مي باشد لذا زنان درمواردي كه عفت وپاكدامني آنان در معرض خطر قرارمي گيرد بايد رفتاري محتاطانه واز روي ترس داشته باشند تا آسيبي به آنان وارد نگردد.16

 

 

حجاب تجلي اصلي عفاف: 

حجاب به عنوان تجلي اصلي عفاف نقش بسيار ارزنده اي در حفظ عفت فردي واجتماعي مي تواند داشته باشد.

 

خداوند متعال درقرآن صريحاً بر حفظ حجاب امرمي فرمايند: و«اي پيامبر»به زنان باايمان بگو چشمهاي خود را از«نگاه به نامحرم »فروگيرند ودامان خويش را حفظ نمايند وزينت خود را جز آن مقدار كه نمايان است-آشكارنسازندو(اطراف)روسريهاي خود را برسينه خود افكنند وزينت خود را آشكار نسازند مگر براي شوهران وساير افراد محرمشان.17

 

واژه زينت،هم شامل زينتهاي اكتسابي مانند آرايشها ولباسها وزيورآلات مي شود وهم شامل زينتهاي طبيعي مانندصورت ،بازوان،سينه ،ومي گردد.

 

دراين آيه مباركه به دوازه مورد كه زنان واجب نيست خود را درمقابل آنان خود را بپوشانند اشاره گرديده است كه تقريباً روشن است ونياز به توضيح ندارد جزمورد (اونسائهنّ)كه ازاين استثناء چنين فهميده مي شود كه زنان مسلمان تنها دربرابر زنان مسلمان مي توانند حجاب خود را برگيرند ولي در برابر زنان غير مسلمان بايد با حجاب اسلامي باشند.

 

فلسفه اين حكم اين است كه ،از نظر اسلام برا ي هيچ زن مسلمان جايز نيست كه زيبايهاي زن ديگر را براي شوهر خود بيان كند وهمين حكم اسلامي ،زنان مسلمان را از توصيف زنان ديگر براي شوهرانشان بازمي دارد،ولي در مورد زنان غير مسلمان چنين اطميناني نيست زيرا آنها مسلمان نيستند تا به حكم اسلام،زيبايهاي زنان را براي شوهرانشان بيان نكنند،ازاين روزنان مسلمان بايد حجاب خود را در برابر زنان غير مسلمان حفظ كنند.18

 

 

ضرورت حجاب: 

اما درضرورت لزوم حجاب مي توان موارد زير را بيان كرد:

 

الف: جلوگيري از اذيت ديگران

قرآن كريم وقتي مسأله لزوم حجاب را بازگو مي كند ،علت وفلسفه ضرورت حجاب را چنين بيان مي فرمايد :

ذلك ادني يعرفن فلا يوذين 19

براي اينكه شناخته نشوند ومورد اذيت واقع نگردند.

 

ب: امانت الهي

ازنظر قرآن زن امين حق الله مطرح است يعني اين مقام واين حرمت وحيثت را خداي سبحان كه حق خود اوست به زن داده واز اوخواسته كه ازاين حقش به عنوان امانت الهي محافظت نمايد .يعني زن بايد كاملاً درك كند كه حجاب او تنها مربوط به خود اونيست وحجاب زن حقّي الهي است.

 

ج: انگيزه فطري

فطرت به عنوان يك نعمت دروني وهمگاني دروجود انسانهاقراردارد وافراد بدون استثنا ازاين نعمت الهي برخوردارمي باشند .

 

قرآن كريم درترسيم چهره زندگي ادم وحوا پس ازتناول ازشجره منهيه مي فرمايد: چون  ازآن درخت تناول كردند ،زشتيهايشان (مانند عورت وديگرزشتيهاي پنهان)آشكارگرديد وبرآن شدند كه از برگ درختان بهشت خودرابپوشانند.20

 

استاد جواد آملي مي فرمايد: سرعت درپوشيدن خود بابرگهاي درختان بيانگرآن است كه پوشش براي زن ومرد امرفطري وذاتي است وبشربراي پاسخ دادن به نداي فطري خود ناگزيرازپوشش است.

 

د: عقل

عقل سليم مارابه پوشش وحجاب دستورمي دهد وآن رامايه كرامت وحفظ انحرافات وبيهودگي ها وپوچيها وموجب استواري انسان مي داند وآنچه راكه باعث بي عفتي وپيامدهاي شوم برهنگي مي شود مذموم وناپسند مي داند .

 

هـ: آرامش رواني

بنابرفرمايش آستاد مطهري ،اولين خاصيت حجاب وپوشش ،خاصيت رواني يعني آرامش رواني است .

 

 

حجاب و فرهنگ 

پوشش ظاهري هرانساني بيانگراعتقاد دروني اوست وانسان مسلمان چون پوشش را وسيله اي براي پرستش حق وتقرب به او مي داند ازاين روي لباسي مي پوشد كه خداپسند بوده ،بافرهنگ ديني واسلامي او سازگارباشد چراكه پوشش هرجامعه اي نشان دهنده فرهنگ آن جامعه ونشان دهنده شخصيت آنان مي باشند .

 

 

حجاب و فعاليتهاي زنان 

مسئله ديگري كه دررابطه باحجاب مطرح مي گردد فعاليت هاي اجتماعي زنان است .عده اي حجاب وحفظ عفت را مانع فعاليت هاي اجتماع زنان مي دانند واين طرزتفكر غلط غرب به مامي گويد حجاب مانع رشد وترقي است تأييد مي نمايند .

 

درحاليكه دراسلام شركت زنان درمجامع براي رفع نيازمنديهاي ضروري واحقاق حق  بلامانع مي باشد چنانكه بانوي دو عالم حضرت زهرا (س) گاهاًبراي رفع نيازمنديهاي خانه واحقاق حق خويش بارعايت كامل حجاب وعفت دربيرون ازخانه حضورمي يافتند .ودرانقلاب اسلامي ما هم زنان باحفظ حجاب وعفت مي توانند درتمامي صحنه هاي اجتماعي حضوريافته وبه فعاليت بپردازند.

 

 

آيا حجاب محدوديت است ؟ 

شبهه ديگري كه دشمنان اسلام به حجاب ما وارد مي نمايند اين است كه مي گويند .حجاب براي انسان محدوديت مي آورد ومانع آزادي است .مابرخلاف بينش غرب براين باوريم كه هرنوع محدوديتي كه آدمي رابراي رسيدن به سرمنزل مقصود وفلاح ورستگاري ياري دهد عين آزادي ومطلوب است وطبق فرمايش حضرت امام (ره)زنان ماآزادي خودرا درپوششي كه اسلام مي گويد يافته اند.

 

 

جلوه هاي بارز آيات عفت در قرآن 

درقران كريم به جلوه هاي بارزي ازعفت اشاره گرديده كه مهمترين آنان عبارتند از:

الف :عفت چشم

درسوره نورآيات 31و30به آن اشاره گرديده است كه: به مردان وزنان مؤمن بگوكه چشم ازنگاه به نامحرم فروببنديد.21

 

وامام سجاد (علیه السلام) دربيان حق چشم مي فرمايند: حق چشم اين است كه آن رابه حرام ندوزي وجزآنجاكه عبرتي دركارباشد وبصيرتي افزايد ياعلمي بدست آورد، به كارش نگيري كه چشم دريچه عبرت (قلب) است.22

 

ب: عفت زبان

زبان ابزاري است كه اگر براي خيرونيكي استفاده گرددشخص راحفظ كرده به بهشت مي رساند واگربراي شروبدي استفاده گردد شخص را به هلاكت ونابودي مي كشانده لذا خداوند درآيه 33احزاب خطاب به همسران پيامبر(صلی الله علیه وآله و سلم)مي فرمايند : باصداي نرم به گونه هوس انگيزسخن نگوييدكه بيماردرلان درشما طمع كنند (بلكه)برخوبي وشايستگي سخن بگوييد.

 

ج: عفت بطن

علماي اخلاق فوائد زيادي براي گرسنگي وسبك بودن شكم بيان داشته اند كه عبارتند از: صفاي قلب ، رقت قلب ، انكساروتواضع دربرابرپروردگار، فراموش نكردن گرسنگان ، دوري ازگناه ، دفع خواب ودوام بيداري ، سهولت عبادت، سلامتي بدن،....

 

قرآن كريم درآيه 60سوره بقره مي فرمايند : وگفتيم ازآنچه خداوند روزي شما ساخته بخوريد وبياشاميد ودرزمين به فتنه وفساد انگيزي نپردازيد.

 

د: عفت درراه رفتن

چگونگي راه رفتن وقدم برداشتن دردين مبين اسلام بسيارحائز اهميت است به طوري كه خداوند درآيه 31نورزنان را مخاطب قرارداده مي فرمايند: «زنان به منظورآشكارساختن زينتهاي پنهان خود ، پاي برزمين نكوبند.»

 

دراين آيه مباركه خداوند ازهرگونه راه رفتن كه زمينه توجه مردان را ايجاد  مي كند نهي مي فرمايد همچنين اين نكته رامي توان ازآيه بدست آورد كه وقتي آشكارساختن صداي پا زينت وحرام باشد قطعاً آشكا رساختن موضع زينت يعني پاها نيز حرام مي باشد.

 

ر: عفاف درخانواده

براي اينكه مايك خانوده عفيف داشته باشيم قرآن كريم دو راهكار درسوره نور آيات 58و59 ارائه داده است .

1-   اجازه ورود به اطاق والدين درسه وقت ازشبانه روز.

2-   ابرازمحبت به يكديگردرخانواده .

 

آيه مي فرمايد : اي كساني كه ايمان آورده ايد بايد بردگان شما وهمچنين كودكانتان كه به حد بلوغ نرسيده اند درسه وقت ازشما اجازه (ورود)بگيريد .قبل ازنمازفجر،درنيم روزهنگامي كه لباسهاي خودرابيرون آورده ايد وبعد ازنمازعشاء،اين سه وقت مخصوص براي  شماست ،وبه گرد يكديگربگرديد وباصفاوصميميت به يكديگرخدمت نماييد.) خداوند اين چنين آيات را براي شما بيان مي كند وخداوند دانا وحكيم است.

 

هـ: ازدواج سنگرعفاف

يكي ازغرائزطبيعي هرانساني غريزه جنسي است كه بايد به طورطبيعي وشرعي ارضاشود وگرنه طغيان كرده وبسياري ازانسانها رابه بسوي بي عفتي سوق مي دهد ،طريق طبيعي ومشروع ارضاي آن،همان ازدواج است .قران مي فرمايند : والبته بايد مردان بي زن وزنان بي شوهروكنيزان وبندگان خودرابه نكاح يكديگردرآوريد اگرفقيرند خداوند به لطف خود آنان رابي نيازخواهد فرمود كه خداوند به احوال آگاه ورحمتش وسيع است وآنانكه وسيله ازدواج ندارند بايد عفت پيشه كنند تاخدا آنها رابه لطف خود بي نيازگرداند.23

 

وپيامبر(صلي الله عليه واله)مي فرمايند: بدترين شما افرادي هستيد كه ازدواج نكرده اند.

 

 


پی نوشتها:

 

1-   راغب اصفهاني ،المفردات في غريب القرآن ،مترجم:غلام رضا خسروي حسيني ،انتشارات مركزي ،ج2،تهران ، ص618.

2-   مرتضي  مطهري ،تعليم وتربيت ،انتشارات صدرا،ص 150،تهران.

3-   عبد الواحد آمدي -غررالحكم ودرالكلم -  ترجمه:سيد هاشم رسولي محلاتي ،انتشارات دفترفرهنگ اسلامي ،ج2 ، حديث 1927،تهران.

4-   ر.ك: محمود اكبري ،مرواريد عفاف ،انتشارات ظفر،ص27.

5-   محمد باقر مجلسي-عين الحيات-انتشارات گرگان-ص502-501.

6-   عبد الواحد آمدي -غررالحكم ودرالكلم -  ترجمه:سيد هاشم رسولي محلاتي ،انتشارات دفترفرهنگ اسلامي ،ج2 ، شماره 54444.

7-   همان ، شماره 54444.

8-   محمد دشتي ، نهج البلاغه :نشر پرهيزگار ، حكمت 47.

9-   نصرالله آژنگ  ،گنجينه لغات ،انتشارات گنجينه ،ج2،باب (ك)

10- عبدالواحد درآمدي ،غررالحكم ودررالحكم ،انتشارات فرهنگ اسلام ،شماره 5403.

11- همان، 54011.

12- ر.ك. ناصر مكارم شيرازي-تفسير نمونه-ج9-ص362.

13- سوره يوسف (12) ، آيه 24.

14- محمد، محمدري شهري ،منتخب ميزان الحكمه ،ترجمه:محمد رضا شيخي ،انتشارات دارالحديث ،باب (4)،ص280،شماره 4272.

15- محمد دشتي ، نهج البلاغه ،حكمت 234.

16- ر.ك. مرتضي مطهري  ،تعليم وتربيت دراسلام ،انتشارات صدرا،ص167و169. تهران .

17- سوره نور(24):آيه 30.

18- مرتضي مطهري ،مسئله حجاب ،انتشارات صدرا ،ص142، تهران .

19- احزاب ( 33) ،آيه 59.

20- سوره اعراف (7)  ،ايه 22،

21- نور ( 24 ) ، آيات .31.30.

22- حسين بن شعبه  الحراني.تحف العقول.انتشارات علميه اسلاميه .باب حقوق .

23- سوره نور (24 ) ،آيات 33و32.

 

نوشته شده توسط طاهری در 7:42 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و ششم بهمن 1386

عفاف فردی

 

عفاف فردی چیزی نیست جز رابطه مستقیم با اجتماع و اثر گیری از آن ، اجتماع از افرادی ساخته شده که اگر هر کدام در درون خانواده و زندگی شخصی خود از عفاف و حیا برخوردار باشد می توانند جامعه ایی پاک بسازند.

نوشته شده توسط طاهری در 11:58 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هفدهم بهمن 1386

نقش زن عفیف در تعليم و تربيت خانواده وپیشرفت جامعه

زن آئينه تمام نماي شخصيت انسان است . او مظهر پرورش است و صفت الهي پروردن از جانب خداي خويش را به وديعه دارد. اين وجود سراسر نياز، خود نيازمندان را غنا مي بخشد، آنان را به كمال معنوي سوق مي دهد تا با احاطه بر كليات هستي و شناخت برهاني به مبدا و غايت وجود دست يابند. آنان را به جايگاهي مي رساند كه جز قداست و پاكي چيزي نيست، به راستي اين وجود لطيف با همه ظرايف روحي كه ديگران ضعيف مي خوانندش، چگونه مي تواند جلوه و جمالي از حق و عامل تجلي صفات الهي در سايرين باشد؟ رمز آن قدرت عظيم  كه در اين وجود نهفته است در چيست؟ انديشه هاي والا و نگرش عميق و دقيق، راز اين حكمت را در قدرت پرورش و تعليم مي دانند كه از دامن زن و بلكه از بطن او آغاز مي گردد.

در مكتب قرآن ، انسانيت را ابتدا  تزكيه لازم است، سپس افشاندن بذر آموزش. در مقام تعيين اين دو عامل ارزشمند قرآن ابتداتربيت را توصيه مي نمايد، تا تزكيه بر آن مقدور گردد.  تربيت نفس كه بايد از خواستگاه ايجاد و جايگاه تولد مهياي پاكي و عفاف گردد رسالتش به عهده اولينمربي حيات يعني است. وجود ناتواني به امانت به وي سپرده مي شود تا به حول و قوه الهي وي را صاحب توان وقدرت نمايد. (الله الذي خلقكم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوه) اين توانمندي مي تواند در مسير هدايت يا ضلالت باشد و زن بيشترين نقش را در استقرار هر يك از دو مسير فوق در تكامل شخصيت انسان دارد. همراهي تعليم و تربيت با تزكيه نفس، سازنده انساني است والا يعني همان انسان صاحبعلم و تقوا.

دامن مادر اولين كلاس درس و بهترين محل تربيت كودك است، خانواده نخستين جايگاه آموزش و پرورش او است. ظهور و بروز استعدادهاي زيستي، فكري  و عاطفي وي تحت شعاع اين كانون قرار دارد و از گرمي وجود مادر نشأت گرفته و كمال مي يابد، به نحوي كه آثار آن تا پايان حيات در جهان ماده و تداومش در نشئه روح باقي خواهد ماند.

زن پايه گذار وجود و حيات آدمي است، در پي ريزي اساس و ساختار شخصيت انسان، زن معماري نقش آفرين و هنرمندي چيره دست است. او با رفتار خود آينده طفل را رقم مي زند و اينگونه است كه به معراج رفتن مرد از دامن زن ميسر مي گردد. اديان اهلي حكما و دانشمندان در اين امر اتفاق نظر دارند كهبشردرسايه تربيت صحيحبهسعادترسيده و يا در مسير طوفان هاي صلالت و گمراهي در چنگال شقاوت گرفتار مي آيد و نيز متفق القولند كه آن بخش از تعليم و تربيت كه به دوران كودكي و طفوليت فرد مربوط مي شود از اهميت بيشتري برخوردار است،به گونه اي كه دوران كودكي را پدر حيات آدمي دانسته اند.

در آموزشگاه بزرگ حيات نقش اول در تعيين ساختار شخصيت كودك برعهده مادر است. او محور عاطفي خانواده را در يد قدرت خويش دارد و محبتش سبب رشد عاطفي مي گردد. حاصل اين ويژگي و نقش پذيري كودك از افعال و اقوال مادر است، كه آينده او رامعني مي بخشد و از طريق تجلي صفات ثانويه مي تواند، انسان هايي وارسته و زنان و مرداني بزرگ و با فضيلت به حيات اجتماعي و تاريخ بشري تقديم و نقش مستقيم خود را در صحنه هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي ايفا نمايد؛ يا اينكه بر اساس مضاميني از نظر اسلام مطرود و بر اساس تقليد و تزريق فرهنگ بيگانگان و سرسپردگان كودك را از بدو تولد از دامن پر مهر و محبت خويش جدا نموده و با اشتغالاتي بي اساس و مبتذل و بدور از منزلت علمي و فرهنگي و شخصيتي زن، دختران و پسراني بيمار گونه و انسانهايي با عقده هاي رواني و مشكلات اخلاقي، وابسته به فرهنگ غرب و شرق، بي ثبات، بي اراده و ... تحويل جامعه دهد.

امام خميني (ره) در تحليل جايگاه و منزلت زن در دوران رژيم منحوس پهلوي مي فرمايد:

مبتذل نمودن شغل مادر توسط اجانب در آن رژيم به منظور عدم تربيت صحيح فرزند، درست نشدن انسان مومن طالب شهادت، جدا كردن كودكان از دامن مادر و سپردن آنان به موسسات فاقد صلاحيت و افراد غير رحيم و پيدايش عقده و فاسد بار آوردن آنان، به دور از تربيت انساني است. رابطه دور شدن فرزند از مهر و محبت مادري با انحطاط و فساد جامعه توام است كه در جامعه اگر حرمت عاطفه شكسته شود، نظام اجتماعي آن جامعه تدريجاً متلاشي خواهد شد.

سخن گفتن از مسئوليت هاي خطير زن در امر انسان سازي و سازندگي و يا تخريب جامعه و بلكه دنيا، مطلبي ساده نيست. ادراكي ژرف و انديشه هاي توانا و بصيرت همه جانبه، قدرت دريافت و تحليل آن را دارد تا آن مقاصد الهي و اهداف متعالي تحقق يابد.

.. و تو اي زن با همه اوصاف كريمانه و نفوذ ماهرانه خود و توانمندي عادلانه كه در استعدادهاي بالقوه خويش داري، چگونه آن را تجلي مي بخشي؟

آيا در انتظاري كه بدور از تلاش و پويش، به طور معجزه آسا، فطرت  پاكت در دامن عفيفت ظهور يابد و يا آنكه بدنبال كسب بينش و معرفت الهي هستي؟

آيا مي داني كه هنز مديريت و تدبير صحيح در گردش فضاي معنوي خانواده به دست توست؟ تو هستي كه نقش پايداري و بقاي خانه و خانواده را رقم زده و به دنبال آن محيط دنيا را از آلودگي ها و خبث و تشبثات شيطاني پاك و مصفا مي نمايي . به خود آئيم و حيات انسان ها را مظهر تجلي نعم الهي و عفت و پاكدامني، ايثار و فداكاري ، عطوفت، مهرورزي، و خلوص و شهامت و شجاعت گردانيم، تا بدين وسيله افتخار تربيتِ بزرگ مردان و بزرگ زنان تاريخ را داشته باشيم .    

برگرفته از سالنامه زن
 

 

نوشته شده توسط طاهری در 6:12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفتم بهمن 1386

پاسخ به سوالات

۱- عفاف و جوانان
2- عفاف و حجاب در فضاي سايبر
3- عفاف فردي و گستره آن در جامعه
4- نقش رسانه‌هاي ديجيتال در ترويج فرهنگ عفاف و حجاب
5- عفاف و حجاب در ساير كشورها

۱- جوانان عفیف  میتوانند در جامعه و در برخورد با مسایل درست عمل نمایند و در سالم سازی اخلاقی و دینی جامعه -خانواده و...... موثر باشند.

نوشته شده توسط طاهری در 8:51 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه ششم بهمن 1386

فلسفه حجاب در اسلام برای چیست؟

 براى روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است:
1
- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینى‏

بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آن‏ها در حدّ نیاز طبیعى، سبب شکوفایى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است.
پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل و تنظیم این غریزه است.
2
- توجه به ساختار فیزیولوژى انسان‏
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‏اى مستقیم با تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد دارد.
در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روان‏شناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک‏هاى چشمىِ شهوت‏انگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمون‏ها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرّک‏هاى شهوانى قرار مى‏گیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک‏هاى حسى پاسخ مى‏دهند. حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است.
از این گذشته چون هورمون‏هاى جنسى زن به صورت دوره‏اى ترشخ مى‏شوند و به طور متفاوت عمل مى‏کنند، تأثیر محرّک‏هاى شهوانى بر زن صورتى بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است.
با توجه به مطالب فوق مى‏توان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّى و اساسى ریشه گرفته است. اسلام مى‏خواهدد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها براى کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جویى جنسى به هم مى‏آمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسى را به هم مى‏ریزد.
اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و براى تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ظابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشیده نیست.
ج) آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینى‏
1- بهداشت روانى اجتماع و کاهش هیجان‏ها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سیرى ناپذیرى شهوت است.
2- تحکیم روابط خانوادگى و برقرارى صمیمیت کامل زوجین.
با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدودیت و پایان آزادى‏هاى جنسی خود تلقّى مى‏کنند وافراد متأهل هر روز در مقایسه‏اى خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار مى‏گیرند. این مقایسه‏ها، هوس را دامن زده و ریشه زندگى را مى‏سوزاند.
3- استوارى اجتماعى و استیفاى نیروى کار و فعالیّت‏
دختر و پسرى که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآیى آن‏ها کاسته مى‏شود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروى فکرى و کارى است.
4- بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانى او
حیا، عفاف و حجاب زن مى‏تواند در نقش عاطفى او و تأثیرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.
اسلام حجاب را براى محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه براى مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را ىر اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى منع کرده است.
در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه مى‏باشد که در صدد کام جویى‏هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است.

علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان این که چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچى‏گرى او ناشى مى‏شود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏هاى بدن نما و آرایش‏هاى تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مى‏خواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف‏هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است».(1) به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه، یکى از علت‏هاى این حکم است. توصیه و دستور الهى به پوشش و حجاب براى زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایى از این قبیل که تنها فریب شیطانى‏اند نمى‏باشد، بلکه در واقع براى آگاهى دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت و شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزى ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشترى را مى‏طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار براى مطامع سودپرستان در نیاید.
 به یاد داشته باشیم که  غریزه جنسى، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‏تر مى‏گردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر مى‏شود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحى و خواست اشباع نشدنى در مى‏آورد.(2) و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عده‏اى به همجنس بازى نشانه آشکارى از این حالت است.
بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامى توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسى آنان نیز مى‏گردد و پس از مدتى باعث دلزدگى و بى معنایى آن خواهد شد.

در مورد مردان نیز این گونه نیست که بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به هر صورتی باشد بلکه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و کارهای سخت و به جهاتی که در بالا ذکر شد با زنان متفاوت است.
پى نوشت‏ها:
1. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 19، ص 436، با تلخیص.
2. همان، ص 434.

نوشته شده توسط طاهری در 7:25 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سوم بهمن 1386

بیانات مقام معظم رهبری با مردم قم در دیماه 86

 

........................................................اين لحظه‏هاى حوادث بزرگ تاريخى، در واقع عوامل پيشرفت تاريخ ملتها هستند. عاشورا يك نيمه‏روز بيشتر نبود؛ تاريخ را تكان داد و متحول كرد. يك حادثه، گاهى به قدرى عميق و حكيمانه و بجا در طول زندگى يك ملت اتفاق مى‏افتد كه تأثيرات آن براى سالهاى متمادى، گاهى براى قرنهاى متوالى باقى ميماند. يقيناً روز نوزدهم دى براى ملت ايران از جمله‏ى اين حوادث بود. ظرفيت حضور مردم و خشم مقدس و انقلابى مردم در طول سالهاى متمادى با ظلم دستگاه طاغوت و اعمال نفوذ بيگانگان لبالب شده بود؛ يك حركت هوشمندانه و بجا لازم بود. يك حركت هوشمندانه و بجا لازم بود. اين حركت را شما مردم قم در روز نوزدهم ديماه انجام داديد و اين گردونه به حركت در آمد. آنچه كه نظام طاغوت بر سر اين كشور و اين ملت آورد، در طول سالهاى متمادى حاكميت سياه و ننگين خود، حقيقتاً يكى از فصول تلخ تاريخ ماست.

يكى از همين فعاليتهاى فاجعه‏آميز، قضاياى هفدهم دى بود كه در زمان رضاشاه اتفاق افتاد. طبق نقشه‏ى دشمنان اسلام و ايران، به كمك روشنفكران آن روزِ متصل به دربار پهلوى، تصميم گرفتند كه زن ايرانى را از دائره‏ى عفاف و حجاب خود بيرون كنند و اين نيروى عظيم ايمانى را كه به بركت عفاف، زن همواره در جوامع مسلمان وجود داشته است، نابود كنند و بر باد بدهند.

يكى از جنايات بزرگ رژيم طاغوت، همين مسئله‏ى هفده دى هست. كشف حجاب، از بين بردن آن حائل و فاصله‏اى كه در اسلام ميان دو جنس قرار داده شده است - كه اين براى سلامت زن و سلامت مرد است؛ براى سلامت جامعه است - تا همان بلائى كه بر سر زن در جوامع غربى آمد، بر سر زن مسلمان ايرانى بياورند. اين اقدام را با چماق، رضاخان در داخل كشور انجام داد.

زن غربى با ورود در منجلاب فساد، دستاوردش نابودى خانواده بود. اينجور نبود كه زن با برداشتن حجاب در ميدان علم يا در ميدان سياست يا در ميدان فعاليتهاى اجتماعى پيشرفت كند؛ همه‏ى اينها با حفظ حجاب و عفت ممكن بود و ما در نظام اسلامى اين را تجربه كرديم. برداشتن حجاب، مقدمه‏اى براى برداشتن عفت بود؛ براى برداشتن حيا در جامعه‏ى اسلامى بود؛ براى سرگرم كردن مردم به عامل بسيار قوى و نيرومند جنسى بود؛ براى اينكه از همه‏ى كارهاى ديگر بمانند؛ و يك مدتى هم موفق شدند، اما ايمان عميق ملت ايران نگذاشت. زنهاى مسلمان ما با وجود سختگيريها در طول زمان، در مقابل اين فشار سركوبگر مقاومت كردند؛ بعد از رفتن رضاخان به نحوى، در زمان خود او به نحوى، در طول دوران بقيه‏ى طاغوت هم به نحوى. لذا در همان ديماه 1356، روز هفدهم ديماه در مشهد، يك اجتماع عظيمى، تظاهراتى از زنان مسلمان با شعار «حفظ حجاب» راه افتاد. ما آنوقت در تبعيد بوديم؛ خبر آن را شنيديم كه زنان مؤمن و مسلمان و شجاع يك چنين حركتى را به راه انداختند. اين، گوشه‏اى از فجايع رژيم طاغوت بود؛ نابود كردن آرمانهاى دينى، ارزشهاى اخلاقى، پيشرفتهاى اقتصادى، عزت بين‏المللى و خلاصه بر باد دادن سرمايه‏هاى يك ملت جزو كارهائى بود كه آن رژيم طاغوت و سياهكار انجام داد.

ملت ايران بموقع بيدار شدند و پاسخ گفتند به نداى رهبر عظيم‏الشأن خودشان و وارد ميدان شدند. نوزده دى يك چنين مقطع تاريخىِ حساسى است؛ اينها را بايد زنده نگه داشت. تلاش شده است و ميشود براى اينكه احساسات مردم و اين مقاطع حساس از يادها برود.

مردم قم نشان دادند كه وفادارند و پايبندند. در طول اين زمانها، كسانى هم پيدا شدند كه به تعبير قرآن، «فمن نكث فإنّما ينكث على نفسه»؛ اين بيعت را با انقلاب و با اسلام و با امام شكستند، اما اين شكستن بيعت به زيان خودشان بود: «نكث على نفسه». بعضيها وفادارى نشان دادند؛ «و من أوفى بما عاهد عليه اللَّه فسيؤتيه اجراً عظيما»؛ پايبندى نشان دادند؛ وفادارى نشان دادند، كه اين اكثريت عظيم ملت ما بودند؛ ايستادند پاى حرفشان و خداى متعال اجر عظيم را به آنها داد؛ پيروزى در جنگ را داد؛ پيروزى در همه‏ى ميدانها در مقابل ابرقدرتها را داد؛ رشد ملى و پيشرفت گوناگون در عرصه‏هاى مختلف را به اين ملت داد.

...........................................

نوشته شده توسط طاهری در 11:32 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 
 

به دیدن وبلاگ میثاق با کوثر آل محمد(ص)خوش آمدی


نيكى كردن به پدر ، مادر ، يتيمان و مساكين از وظايف ضرورى اهل ايمان است . (بقره: 83؛ تفسير راهنما، جلد 1، صفحه 249)
زن خوب وفرمانبرو پارسا کند مرد درویش را پادشاه
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

                         به نام خدا                           اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ  في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ  اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ  اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ  فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام