تبليغاتX
تبليغاتX
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

به دیدن وبلاگ میثاق با کوثر آل محمد(ص)خوش آمدی


میثاق با کوثر آل محمد ص

یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

سخنرانی حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در دیدار با نخبگان

مقام معظم رهبری در  دیداری که با نخبگان انجام شد،‌ با تشريح عوامل سه گانه تضعيف‌كننده اعتماد به نفس ملي تاكيد كردند: دشمن در پي ناكامي‌هاي گسترده خود در مقابل ملت ايران، به دنبال شيوه‌ها و حيله‌هاي جديد است و مردم و به ويژه نخبگان بايد با هوشياري كامل، اين عوامل تضعيف‌كننده را نفي و روند رشد اعتماد به نفس ملي را دنبال كنند.

ايشان، با ابراز خرسندي فراوان از حضور در جمع پرشور و نشاط، با صفا و صميمي جوانان دانشجو، انقلاب اسلامي، پيروزي در دفاع مقدس، تاثير شخصيت ممتاز امام خميني (ره) و موفقيت در عرصه‌هاي مختلف از جمله انرژي هسته‌اي را از عوامل دستيابي ملت ايران به حد قابل قبولي از اعتماد به نفس برشمردند و خاطرنشان كردند: ملت ايران در نيمه راه دستيابي به اهداف و آرمانهاي خود و در مسابقه پيشرفت منطقه‌اي و جهاني قرار دارد و بايد در پايان مدت اجراي سند چشم‌انداز بيست ساله درابعاد مختلف، حرف اول را در منطقه بزندكه رسيدن به اين هدف نيازمند تقويت اعتمادبه نفس ملي و شتاب بخشيدن به روند پيشرفت كشور است.

رهبر انقلاب اسلامي در تشريح علت دشمني سيطره جويان جهاني با ملت ايران خاطرنشان كردند: دولت آمريكا يعني شيطان مجسم و ديگر سلطه طلبان، در راه تحقق اهداف خود، با مانعي جدي به نام بيداري وايستادگي ملت ايران روبرو شده‌اند و همين مسئله علت اصلي چالش غرب با جمهوري اسلامي ايران است چرا كه آنان نظام اسلامي را علت اصلي شكستهاي خاورميانه‌اي خود و عامل برملا شدن ماهيت حقيقي شعارهاي دروغين غرب درباره حمايت از دمكراسي و مبارزه با تروريسم مي‌دانند.

ايشان ناكامي آمريكا در جلوگيري از پيشرفت هسته‌اي ايران را يادآور شدند و افزودند: آمريكاييها كه يك روز حاضر نبودند حتي پنج سانتريفيوژ را در ايران بپذيرند تا همين چند ماه پيش تاكيد مي‌كردند كه ايران بايد از همه فعاليتهاي هسته‌اي خود دست بردارد اما با ايستادگي ملت، اكنون كار به جايي رسيده است كه به ناچار مي‌گويند ايران در همين حد توقف كند و جلوتر نرود.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي تلاش دشمنان در پيدا كردن راههاي جديد براي ضربه زدن به ملت ايران را پيامد طبيعي شكست‌هاي آنان خواندند وافزودند: امروز اعتماد به نفس ملي‌از هميشه ضروري‌تر است وملت و به ويژه دانشجويان، نخبگان و مسئولان بايد راههاي جديد بيگانگان براي تضعيف ايران اسلامي را شناسايي و پيش بيني كنند تا بتوانند حيله‌هاي جديد آنان را خنثي سازند.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در تبيين آثار مثبت اعتماد به‌نفس ملي خاطرنشان كردند: اگر اين عامل اساسي در ملتي وجود نداشته باشد آن ملت هميشه عقب مي‌ماند و چشم به راه كمك ديگران است اما برخورداري‌از اعتمادبه نفس عمومي، انديشه تامين نيازهاي ملت را دراذهان نخبگان مطرح مي‌سازد، باعث بكارگيري و شكوفايي استعدادها مي‌شود و موفقيتهايي به دنبال مي‌آورد كه هريك زمينه ساز موفقيت‌هاي خوشه‌اي ديگر مي‌شود و ملت ايران اين واقعيت را در دفاع مقدس و عرصه‌هاي مختلف تجربه كرده است.

ايشان ايجاد ياس و نااميدي، منحرف كردن استعدادهاوتهديد به‌حمله نظامي را سه عامل و سه رخنه اصلي دشمن براي تضعيف اعتماد به نفس مردم ايران خواندند و با تاكيد بر ضرورت هوشياري ملت و به خصوص انديشمندان در مقابل اين عوامل افزودند: بيگانگان تلاش مي‌كنند با ايجاد ياس، انكار پيشرفتها، به رخ كشيدن فاصله ملت ايران با ملتهاي پيشرفته‌وتيره‌نشان دادن افق آينده، در ميان مردم و بخصوص جوانان، نااميدي و انفعال ايجاد كنند اما ملت با شناخت واقعيت ها، درك تواناييهاي جوانان خود و تكيه بر تجربيات موفق سه دهه اخير در روند تامين نيازهاي ملي، با شتاب بيشتري به حركت به سمت قله هاي رشد و پيشرفت ادامه خواهد داد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با انتقاد از همنوايي عده‌اي در داخل با امواج ياس برانگيز تبليغات بيگانه افزودند: عده‌اي در بحث انرژي هسته‌اي ادعا مي‌كردند كه ساخت و راه‌اندازي سانتريفيوژ درايران، واقعيت ندارداما هنگامي كه اين توانايي دانشمندان ملت براي همه ثابت شد، مدعي شدند كه تلاش براي استفاده از انرژي هسته‌اي كاري پرهزينه و بدون سود است كه اين نيز يك ادعاي دروغين ديگر است.

ايشان در همين زمينه خاطرنشان كردند: ملت ايران در طول ۲۰سال ، بايد حداقل ۲۰هزار مگاوات برق هسته‌اي داشته باشد وگرنه بايد از روند پيشرفت دست بردارد بنابراين شايد امروز نيز كه نظام براي استفاده‌از انرژي هسته‌اي همت كرده است، دير شده باشد.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به ادعاي ناتواني جوانان‌و دانشمندان ايراني در ساخت نيروگاه هسته‌اي افزودند: ريشه اينگونه حرفها تاثير پذيري از تبليغات مخالفان پيشرفت ايران است اما ملتي كه به اتكا جوانان خود مراكز عظيم غني‌سازي را ساخته است حتما نيروگاه هسته‌اي را نيز با دستان و فكرهاي پرتوان خود خواهد ساخت و در اين راه درنگ را جايز نمي‌داند.

ايشان با اشاره به سخنان رئيس جمهور آمريكا مبني بر اينكه روسها سوخت نيروگاه ايران را تامين مي‌كنند بنابراين ايرانيها بايد از غني‌سازي دست بردارند افزودند:اين حرف مضحك مانند آن است كه به كشوري كه سرشاراز ذخاير نفتي است بگويند بايد نيازهاي نفتي خود را از خارج تامين كند.

حضرت آيت الله خامنه‌اي اين سوال را مطرح كردند كه اگر روزي تامين كنندگان فعلي سوخت نيروگاه هسته‌اي ، به هر دليلي اين فرآورده را از ايران دريغ كنند و يا براي آن شرط و شروط سنگين بگذارند آيا ملت مجبور به تسليم در برابر آنها نخواهد بود؟ 

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به شادماني و خرسندي عميق ملت ايران از پيشرفت هاي عظيم هسته‌اي افزودند: اين پيشرفتها مايه تقويت اعتماد به نفس ملي است اما بعضي افراد، نظام و دولت را براي همين پيشرفتها به چالش مي‌كشند و خواسته يا ناخواسته براي تضعيف اعتماد به نفس ملي تلاش مي‌كنند كه ملت بايد مراقب اينگونه رخنه‌ها باشد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي بااشاره به فرايند عقب نشيني در برابر خواستهاي هسته‌اي دشمن درچند سال قبل افزودند:البته اين فرايند به‌ملت ايران و افكار عمومي جهان نشان داد كه وعده‌هاي غرب توخالي است چرا كه تعليق موقت و داوطلبانه ايران، با سوء‌استفاده دشمنان درحال تبديل شدن به حذف فعاليتهاي هسته‌اي دركشور بود كه بنده همان موقع تاكيد كردم اگر روند مطالبه پي درپي طرفهاي هسته‌اي ادامه يابد وارد ميدان مي‌شوم كه اين كار انجام و روند توقف فعاليتهاي هسته‌اي به روند پيشرفت هسته‌اي تبديل شد.

رهبر انقلاب اسلامي در ادامه بحث در زمينه رخنه‌هاي بيگانگان براي تضعيف اعتماد به نفس ملي، به مسئله رابطه با آمريكا اشاره كردند و افزودند: قطع رابطه با آمريكا از سياستهاي اساسي ماست البته ما هيچگاه نگفته‌ايم اين رابطه تا ابد قطع خواهد بود بلكه شرايط دولت آمريكا به‌گونه‌اي‌است كه ايجاد اين رابطه اكنون به ضرر ملت است و طبعا آن را دنبال نمي‌كنيم.

ايشان در تبيين پيامدهاي منفي ايجاد رابطه با آمريكا خاطرنشان كردند: اولا اين رابطه خطر آمريكا را كاهش نمي‌دهد چرا كه آمريكا در حالي به عراق حمله كرد كه با آن كشور رابطه سياسي داشت ثانيا ايجاد رابطه، امكان نفوذ آمريكايي‌ها وزمينه رفت و آمد ماموران اطلاعاتي و جاسوسي آنها در ايران را فراهم مي‌سازد به همين علت برخلاف ادعاي برخي افراد پرگو، رابطه با آمريكا درحال حاضربراي ملت ايران نفعي نداردو مطمئنا آن روزي كه رابطه با آمريكا براي ملت مفيد باشد بنده اولين كسي خواهم بود كه آن را تاييد مي‌كنم.

رهبر انقلاب اسلامي افزودند: برخي ما را به تحريك دشمني آمريكا متهم مي‌كنند اما خصومت اين كشور با ملت ايران، دشمني با اصول ملت ايران است و از اول انقلاب وجود داشته است.

حضرت آيت الله خامنه‌اي اشكال تراشي‌هاي غيرمنطقي و ايراد گرفتن‌هاي پي در پي از تصميمات و عملكرد دستگاه اداره كشور به ويژه دولت را موجب تضعيف نشاط و اميد ملت خواندند و خاطرنشان كردند: دولت فعلي برخي خصوصيات منحصربه فرد دارداما مانند هر دولت ديگر خطاها و كاستي‌هايي دارد كه بايد دلسوزانه آنها را تذكر داد اما بهانه‌گيري مدام صحيح نيست.

ايشان با اشاره به پركاري فراوان دولت، از سفرهاي استاني آقاي رئيس جمهور و هيات وزيران عميقا ابراز خرسندي كردند و افزودند: مطبوعات، رسانه‌ها و كساني كه امكان سخن گفتن با مردم را دارند از هر كاري ايراد نگيرند و مردم را نااميد نكنند، اين كار به مصلحت كشور نيست.

رهبر انقلاب اسلامي هوچي گري را يكي از روشهاي مطبوعات و رسانه‌هاي غربي خواندند و با اشاره به تبليغات اين رسانه‌ها درباره نقض حقوق بشردر ايران افزودند: كساني كه زندان گوانتاناموي وشكنجه گاه ابوغريب آنان، عرق شرم را بر پيشاني هر انسان باشرفي مي‌نشاند، ايران و هر دولت مخالفشان را به نقض حقوق بشر متهم مي‌كنند.

حضرت آيت الله خامنه‌اي تبليغات درباره فقدان دموكراسي در ايران را از ديگر فشارهاي تبليغاتي - سياسي غرب براي تضعيف اعتماد به نفس ملت ايران دانستند و افزودند: ملت ايران تقريبا هر سال با شور و نشاط فراوان در يك انتخابات شركت كرده و در ميان رقابتهاي جناحهاي مختلف افراد مورد نظر خود را برگزيده است و مگر در كشورهاي ديگر دموكراسي معنا ومفهومي جزاين دارد.

رهبر انقلاب اسلامي تبليغات منفي درباره مسئله زن را از ديگر اهرمهاي فشار سياسي غرب به ملت ايران خواندند و با اشاره به تضييع آشكار حقوق زنان و پايمال شدن كرامت و شرافت آنان در ليبرال دموكراسي غرب افزودند: دولتهاي غربي با وجود فجايعي كه در حق زنان انجام مي‌دهند ملت شريف ايران را به تضييع حقوق زنان متهم مي‌كنند امااين هوچي گريها در داخل تاثيري نخواهد داشت.

حضرت آيت الله خامنه‌اي ، حجاب را تكريم زن دانستند و با اشاره به سوابق استفاده زنان اعيان و اشراف اروپايي از نوعي حجاب تا دو سه قرن قبل افزودند: در ايران باستان نيز زنان طبقات اعيان و اشراف با حجاب بودند كه اسلام اين تبعيض را كنار گذاشت و براي تكريم زنان حجاب را به همه آنان تعميم داد و اكنون غرب بايد پاسخگوي اقداماتي باشد كه كرامت حقوق زنان را پايمال مي‌كند.

ايشان در ادامه بحث عوامل تضعيف اعتماد به نفس ملي، به احتمال حمله آمريكا اشاره كردند و افزودند: البته‌امروز احتمال اين مسئله كمتر از گذشته است اما ملت ايران پس از پيروزي انقلاب و به ويژه پس از پايان دفاع مقدس همواره در معرض تهديد نظامي دشمن قرار داشته است و به هر حال عاملي كه مي‌تواند احتمال حمله وخطر دشمن را كاهش دهد نمايش قدرت و اعتماد به نفس ملت ايران است.

حضرت آيت الله خامنه‌اي تاكيد كردند: با وجود كاهش احتمال حمله دشمن ملت و مسئولان بايد هميشه هوشيار باشند كه به ياري حق هوشيار هستند.

نوشته شده توسط طاهری در 7:11 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386

پوشش نماد فرهنگ جوامع است

نوع پوشش نماد بخش مهمی از فرهنگ هر جامعه ای است و رسانه ها با نو پوشش درست می توانند فرهنگ جامعه را به تصویر می کشند.
مینو اصلانی مسئول نیروی مقاومت بسیج خواهران کشور در گفتگوی اختصاصی با ستاد خبری نخستین جشنواره بین المللی تولیدات رسانه ای عفاف و حجاب "نور" ضمن بیان این مطلب گفت: رسانه ها به ویژه رسانه های دیداری به دلیل تأثیرگذاری بالا، در افکار و رفتار مخاطبان، باید در تولیدات خود خط قرمزها تعریف شده را بیش از پیش مورد توجه قرار دهند که رعایت مسائل مربوط به عفاف و حجاب یکی از این خط قرمزها است.

نماینده قوه قضائیه در امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، رسانه های کشور از سطحی نگری در مسائل دینی به ویژه عفاف و حجاب حذر کنند و به موضوعات با برنامه ریزی مدون و عمیق بپردازند.
فاطمه بوداغی نماینده قوه قضاییه در امور زنان و خانواده ریاست جمهوری در گفتگوی اختصاصی با ستاد خبری نخستین جشنواره بین المللی تولیدات رسانه ای عفاف و حجاب "نور" ضمن بیان این مطلب، بیان داشت: مقوله عفاف و حجاب بسیار مظلوم واقع شده و از آن جایی که این موضوع از اهداف اصلی ایجاد انقلاب اسلامی است، اکنون به عنوان یکی از اصلی ترین دغدغه های مسئولان عرصه فرهنگ و هنر تبدیل شده است و تلاش می شود تا این موضوع را در تولیدات رسانه ای خود بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد تا مراتب انعکاس آن در جامعه مشاهده شود.

نوشته شده توسط طاهری در 2:11 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم اسفند 1386

rangin    ranginranginrangin ranginranginrangin  rangin   rangin
نوشته شده توسط طاهری در 5:29 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386

ترویج فرهنگ عفاف

سردار رویانیان رییس پلیس راهنمایی و رانندگی کل کشور، در گفتگو با ستاد خبری نخستین جشنواره بین المللی تولیدات رسانه ای عفاف و حجاب "نور" گفت: ترویج فرهنگ عفاف و حجاب تثبیت باورهای افراد است و برای تثبیت این باور، رسانه به عنوان کلیدی ترین عنصر فرهنگ ساز در هر جامعه ای محسوب می شود .وی افزود:رسانه های تصویری می توانند در تحکیم و گسترش این فرهنگ نه تنها در داخل کشور بلکه در بیرون مرزها نیز تأثیرات به سزایی داشته باشند و پیام جامعه ی ایران را که همان پیام دین اسلام است در قالب پوشش و حجاب به سراسر دنیا مخابره کنند.

 

عفاف و حجاب در جامعه ما دارای چنان سابقه ای است که ریشه های آن را می توان   در تمدن دیرینه ایرانی یافت.
دکتر محبوبه مباشری رییس دانشگاه الزهرا ضمن بیان این مطلب در گفتگو با ستاد خبری جشنواره عفاف و حجاب افزود: جامعه ما یک جامعه مسلمان ایرانی با سابقه تمدن گسترده در مشرق زمین است . که در زمینه پو شش سابقه درخشانی داریم و در آن هرگز برهنگی وجود نداشته است

 

نوشته شده توسط طاهری در 0:41 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پنجم اسفند 1386

بیانات مقام معظم رهبری در روز زن سال86

......همانطور كه بارها من اشاره كرده‏ام، در مسأله‏ى زن از دنيا طلبگاريم؛ ما مدعى دنيائيم. حالا مؤسسات وابسته به سازمان ملل يا غير آنها يا فلان مجموعه‏ى روزنامه‏نگار بيايند به اسم حقوق بشر، موضوع حجاب و بعضى از اين قبيل چيزها را زير سؤال بكشند و اظهار طلبگارى كنند، اين واقعيت قضيه را عوض نميكند. ما از دنيا طلبگاريم. دنيا كه عرض ميكنم، يعنى دنياى غرب. ما هستيم كه به دنيا خطاب ميكنيم و ميگوئيم: شما به بشريت عموماً و به زن خصوصاً خيانت كرده‏ايد؛ با كشاندن زن و مرد به وادى ابتلائات جنسى و برافروختن و دامن زدن به آتش زياده‏روى‏هاى جنسىِ بى‏قانون و بى‏نظم در جامعه، با آوردن زن به شكل متبرج به وسط ميدان. معلوم است كه زن، آن بخش زيباى آفرينش بشر است. اين بخش زيبا به طور طبيعى با اندكى در پرده بودن همراه است؛ اين خاصيت اين بخش زيبا و لطيف وجود انسانى است. اين پرده را دريدن و آنچه را كه بايد با نظم و قانون پيگيرى شود - آن نياز غريزى انسانى، چه در زن و چه در مرد - بى‏قانون و بى‏نظم در جامعه رواج دادن، بزرگترين خيانتى است كه در درجه‏ى اول به زن و در درجه‏ى بعد به همه‏ى بشريت - زن و مرد - انجام گرفته؛ اين كار را سياستهاى غربى كرده‏اند. البته اولين ضرر و بزرگترين ضرر را هم خودشان برده‏اند. الان مسأله‏ى همجنس‏گرائى در دنياى غرب يكى از ابتلائات است. البته به رو نمى‏آورند؛ اما حقيقت قضيه اين است كه امروز براى انديشمندان و آنها يكى از دردهاى بزرگ و غيرقابل علاج شده است؛ چاره‏اى هم ندارند. آنطور حركت كردن، آنطور ادبياتِ پرده‏درانه و عريان در زمينه‏ى مسائل جنسى و ارتباط زن و مردم را به ميان آوردن، آنطور جنس زن را - يعنى همان بخش زيبا و لطيف و مستور و در پرده‏ى وجود بشر را - براى شغل، براى تبليغات، براى كار، به ميدان كشاندن، از لبخند او، از زيبائى‏هاى او، از جسم او، از چهره‏ى او براى ترويج فلان جنس بى‏ارزش و پست، براى به دست آوردن پول استفاده كردن، اين چيزها را هم دنبال خودش دارد؛ طبيعى است. اين كارها را دنياى غرب كرده، اين كارها را سياستهاى غربى كرده‏اند؛ مربوط به اديان هم نيست، مربوط به مسيحيت و يهوديت هم نيست؛ مربوط به سياستهاى جديدى است كه از حدود صد و پنجاه سال پيش - حالا دقيق نميتوانم عرض كنم - در دنيا رايج شده.
شما ادبيات كشورهاى اروپائى را در قرون هجده و نوزده و نگاهشان به زن را ببينيد؛ مطلقاً تفاوت دارد با آنچه كه در قرن بيستم و در نوشته‏ها و ادبيات قرن بيستم، انسان مى‏بيند نسبت به زن، آنها پيگيرى كرده‏اند. آن روز نگاهشان، نگاه نجيبانه‏تر، شرم‏آلودتر و متناسب‏تر با طبيعت زن و مرد بود. معلوم ميشود اين كار سياسى حالا از طرف صهيونيست‏ها بوده، از طرف دستگاه‏هاى استعمارگر بوده؛ اينها احتياج به تحقيق و كار دارد. اين همين‏طور بتدريج روزبه‏روز شدت پيدا كرده تا به وضعى كه امروز ملاحظه ميكنيد، رسيده. بنابراين دنياى غرب بايد پاسخگو باشد؛ چون به زن ضربه زده‏اند؛ به حقوق زن تجاوز كرده‏اند؛ ارزش زن را تنزل داده‏اند؛ به اسم طرفدارى، به او خيانت كرده‏اند. اين مطلبى است كه ما داريم.
در زمينه‏ى حقوق اسلامى، خانمها بعضى اظهاراتى كردند، كه درست هم هست؛ جا براى كار و بيان و تبيين فراوانى دارد. من تصديق ميكنم مطالبى را كه بعضى از خانمها بيان كردند و گفتند ما در تقابل با تبليغات معارض - از جمله تبليغات فمينيستى - آنچنان كه بايد، كار درستى، كار قوى‏اى، كار پُرحجمى و با كيفيتهاى بالا نكرده‏ايم. من از همين‏جا به دستگاه‏هاى تحقيقاتى، به پژوهشگاه‏ها، به دانشگاه‏ها، به حوزه‏هاى علميه و به صاحب‏نظران توصيه ميكنم و از آنها مطالبه ميكنم كه در اين زمينه كار كنند. مسأله، مسأله‏ى مهمى است. ما اگر در مسأله‏ى زن در كشورِ خودمان خوب كار كنيم، اين خدمت به جامعه‏ى زنان در همه‏ى دنياست؛ خدمت حقيقى است به مجموعه‏ى زنان در همه‏ى عالم. حالا ممكن است بعضى ارزش اين خدمت را امروز بفهمند، ممكن است بعضى سالها بعد بفهمند؛ ليكن اگر خوب كار كرديم، اين خدمت به آنهاست.
آنچه كه من ميخواهم عرض كنم، دو سه نكته‏ى كوتاه است كه يادداشت كردم بگويم؛ همانها را عرض ميكنم.
يكى اينكه نفس وجود اين مجموعه‏ى بانوان نخبه در رشته‏هاى مختلف - كه همه‏ى بانوان نخبه هم در اين جمع خلاصه نميشود؛ شما نمونه‏اى از نخبگان زن در سرتاسر كشور هستيد - نشان‏دهنده‏ى موفقيت نگاه نظام اسلامى و نگاه اسلام به زن است. ما اين همه زن نخبه در دوره‏ى حاكميت طاغوت نداشتيم. اين، حرف من است و بر اين اصرار دارم. امروز عدد مطلق و نسبى محققين زن، اساتيد زن، دانشمندان زن در رشته‏هاى مختلف، متفكرين و نويسندگان زن كه در رشته‏هاى گوناگون فكر مى‏كنند، صاحب‏نظرند و قلم ميزنند، ادباى زن، شعراى زن، هنرمندان زن - قصه‏نويس‏ها، شاعرها، نقاش‏ها - بمراتب بيشتر از دوره‏ى طاغوت است؛ يعنى آن دوره‏اى كه به نام طرفدارى از زن، حجاب و عفاف و وجود فاصله‏ى بين زن و مرد را بكلى از بين برده بودند و روزبه‏روز هم اين بى‏بندوبارى را ترويج ميكردند؛ حتّى در مواردى از كشورهاى اروپائى هم بدتر و تندتر عمل ميكردند. امروز ما در نظام جمهورى اسلامى و زير پوشش حجاب، زير چادر، زير مقنعه، اين تعداد عظيم نخبه‏ى فكرى، علمى، عملى، فعال سياسى، صاحب‏نظران فرهنگى و هنرى داريم. آن روز بخشى از بخشها و بعضى از ابعاض اين مجموعه را هم ما نداشتيم؛ بسيار محدود بودند. اين، يك نظريه‏اى درست عكس آن چيزى را كه درصدد بودند القاء كنند، احياء ميكند و او اينكه آن كيفيت ترويج بى‏بندوبارى نه فقط به معناى رشد دادن به زن، به معنويات زن، به استعدادهاى زن نيست، بلكه سرگرم كردن زن به آنچه كه لوازم آن، كيفيت زندگى است - آرايشهاى گوناگون و گرفتارى‏هاى گوناگونِ جنبى‏اى كه اين كارها دارد - خودش مانع حركت به سمت كمال و تعالى زنان است.
در نظام اسلامى محدوديتى كه به وجود مى‏آيد، كه اين محدوديت بر طبق فطرت انسانىِ زنانه است؛ هم براى مردها محدوديت است، به يك كيفيتى؛ هم براى زنها به كيفيت ديگرى محدوديت است، كمك كننده‏ى به اين است كه نيروهاى آنها هرز نرود و حتى‏المقدور در جهت درستى به كار بيفتد؛ كه آن وقت نتيجه‏اش ميشود رشد فكرى و علمى و عملى در جامعه‏ى زنان، كه امروز شاهدش هستيم. اين نكته‏ى اول. اينكه گفته ميشد - و البته هنوز هم بعضى‏ها با غفلتِ تمام ميگويند - مگر ميشود با حجاب و با رعايت حدود شرعى و اسلامى، جامعه‏ى زنان رشد كند، تكليف مسأله‏ى زن در نظام اسلامى چه ميشود، اين جواب عملى‏اش، جواب عينى‏اش، همين وجود مجموعه‏ى عظيم نخبگان زن در جامعه‏ى ماست، كه هيچ وقت ما در كشور چنين وضعى را نداشتيم؛ در دوره‏ى طاغوت هم نبوده، قبل از آن هم كه وضع تعليم و تربيت از جهت ديگرى اشكال داشته. امروز در نظام اسلامى بحمداللَّه اين فراهم است. حالا تعداد بيشتر برگزيدگان دختر در دانشگاه‏ها و امثال آن، اينها مسائل درجه‏ى دو است؛ مسأله‏ى درجه‏ى يك اين است كه همين مجموعه‏ى زنان نخبه توانسته‏اند در نظام جمهورى اسلامى در بخشهاى مختلف بدرخشند.
نكته‏ى ديگر اين است كه ما در كشورمان شاهد هستيم كه بعضى از فعالان زن و بعضى از مردها تلاش ميكنند براى هماهنگ شدن با كنوانسيون‏هاى جهانىِ مرتبط با زن، و با احكام اسلامى وَر بروند و بازى كنند و كم و زياد كنند؛ اين غلط است. من نميخواهم بگويم همه‏ى آنچه كه در فقه ما در مورد احكام مربوط به زنان مطرح شده است، حتماً سخن آخر است؛ نه، ممكن است با يك تحقيقى در يك زمينه‏اى كه به وسيله‏ى فقيه ماهر و مسلطى انجام بگيرد، فلان حكم فقهى كه امروز در مورد زن وجود دارد، دچار تغيير شود؛ اين اشكالى ندارد؛ اين ممكن است و اتفاق هم افتاده. در همين مسأله‏ى ارث زن از زمين و غير منقول - كه خانم اشاره كردند - نظر فقهى بعضى از بزرگان قديم و امروز نظر فقهى خود ما هم همين است كه آنچه منع از ميراث شده، عين قيمت آن زمين بلاشك حق همسر و زوجه است و ارث ميبرد؛ اشكالى هم ندارد. بنابراين در مسائل فقهى چنين چيزى امكان دارد كه ما بگوئيم اين تغيير پيدا ميكند؛ ليكن آنچه كه بايد در زمينه‏ى مسائل فقهى انجام بگيرد، كار فقهى به وسيله‏ى فقيه ماهر و مسلط به مبانى فقهى است؛ آن هم با نگاه به متد فقه، به شيوه‏ى استفاده‏ى فقاهتى؛ نه اينكه كسى بر طبق ميل خودش، براى انطباق با آنها، براى اينكه خودش را هماهنگ كند با فلان معاهده‏ى جهانى، فلان كنوانسيون جهانى - كه فراهم آورندگانش با مردمى كه در اين سرزمين با مبانى اسلامى زندگى ميكنند و اعتقاد به مبانى اسلامى دارند، اصلاً از لحاظ مبانى فكرى متفاوتند - بيايد از گوشه‏ى احكام اسلامى بسايد و ببُرّد؛ اين كاملاً غلط است؛ اصلاً قابل دفاع نيست. بدون ترديد آنچه كه در احكام اسلامى و در فقه اسلامى مطابق مصلحت آمده است، همين‏هاست، و همين درست است؛ كه با يك مداقه و در بخشهاى مختلف، اين معلوم ميشود.
خواهران عزيز، كسانى كه در زمينه‏ى مسائل زنان فعالند و فكر ميكنند و كمبودهائى را ملاحظه ميكنند، راه علاج را اين نبينند كه ما در احكام فقهىِ اسلامى تصرف كنيم؛ نه، احكام فقهىِ اسلامى آنجائى كه با تحقيق استنباط شده و منطبق با مبانى اسلامى است، كاملاً درست و مطابق با مصلحت است. نبايد ما به خاطر اينكه در فلان مجمع جهانى، در فلان اجلاس بين‏المللى، فلان چيز تصميم‏گيرى شده و فلان كنوانسيونِ مثلاً جهانى به وجود آمده، ما بيائيم با نگاه تنگ‏نظرانه و آميخته‏ى با رعب و مرعوبيت، در تفكرات خودمان و فقه خودمان تصرف كنيم؛ اين هم به نظر من درست نيست.
نكته‏ى ديگرى كه در بيانات خواهران هم تكرار شد، اين است كه در مسأله‏ى زن آنچه كه در درجه‏ى اول اهميت قرار دارد، مسأله‏ى «خانواده» است؛ نقش زن به عنوان عضوى از خانواده. به نظر من از همه‏ى نقشهائى كه زن ميتواند ايفاء كند، اين اهميتش بيشتر است. البته بعضى‏ها اينطور حرفها را در همان نظر اول با شدت رد ميكنند و ميگويند آقا شما ميخواهيد زن را توى خانه اسير كنيد، محبوس كنيد، از حضور در صحنه‏هاى زندگى و فعاليت باز بداريد؛ نه، به هيچ وجه قصد ما اين نيست؛ اسلام هم اين را نخواسته. اسلام وقتى كه ميگويد: «والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر»، يعنى مؤمنين و مؤمنات در حفظ مجموعه‏ى نظام اجتماعى و امر به معروف و نهى از منكر همه سهيم و شريكند؛ زن را استثناء نكرده. ما هم نميتوانيم زن را استثناء كنيم. مسئوليت اداره‏ى جامعه‏ى اسلامى و پيشرفت جامعه‏ى اسلامى بر دوش همه است؛ بر دوش زن، بر دوش مرد؛ هر كدامى به نحوى بر حسب توانائى‏هاى خودشان. بحث سر اين نيست كه زن آيا ميتواند مسئوليتى در بيرون از منزل داشته باشد يا نه - البته كه ميتواند، شكى در اين نيست؛ نگاه اسلامى مطلقاً اين را نفى نميكند - بحث در اين است كه آيا زن حق دارد به خاطر همه‏ى چيزهاى مطلوب و جالب و شيرينى كه در بيرون از محيط خانواده براى او ممكن است تصور شود، نقش خود را در خانواده از بين ببرد؟ نقش مادرى را، نقش همسرى را؟ حق دارد يا نه؟ ما روى اين نقش تكيه ميكنيم. من ميگويم مهمترين نقشى كه يك زن در هر سطحى از علم و سواد و معلومات و تحقيق و معنويت ميتواند ايفاء كند، آن نقشى است كه به عنوان يك مادر و به عنوان يك همسر ميتواند ايفاء كند؛ اين از همه‏ى كارهاى ديگر او مهمتر است؛ اين، آن كارى است كه غير از زن، كس ديگرى نميتواند آن را انجام دهد. گيرم اين زن مسئوليت مهم ديگرى هم داشته باشد - داشته باشد - اما اين مسئوليت را بايد مسئوليت اول و مسئوليت اصلى خودش بداند. بقاى نوع بشر و رشد و بالندگى استعدادهاى درونى انسان به اين وابسته است؛ حفظ سلامت روحى جامعه به اين وابسته است؛ سَكن و آرامش و طمأنينه در مقابل بيقرارى‏ها و بى‏تابى‏ها و تلاطم‏ها به اين وابسته است؛ اين را نبايد فراموش كنيم.
اين هنرى نيست كه زن كار مردانه را تقليد كند؛ نه، زن يك كار زنانه دارد كه ارزش آن از هر كار مردانه‏اى بيشتر است. امروز دستهاى بشدت مشكوك موج ضد ارزشى را در دنيا به راه انداخته‏اند - كه در همه جا هست، در كشور ما هم متأسفانه در گوشه و كنار ديده ميشود - اينها ميخواهند زن را وادار كنند به اينكه بشود يك مرد! اين را كسر شأن زن ميدانند كه چرا فلان كارها را مرد ميكند، زن نكند! اين كسر شأن است؟ نگاه به اين مسأله، نگاه غلطى است. اين را عيب ميگيرند كه چرا شما ميگوئيد زن، زن است؛ مرد، مرد است. خوب، مگر اينطور نيست؟ شما دلتان ميخواهد كه ما بيائيم بگوئيم زن، يك مرد است؛ آن وقت يك مرد مصنوعى؛ كپى دوم مرد! اين چه افتخارى است براى زن؟ افتخار براى زن اين است كه يك زن باشد؛ يك زن كامل، يك مؤنث كامل. در مقام ارزشگذارى‏هاى والا اگر نگاه كنيم، اين ارزش - يك زن كامل بودن - از يك مرد كامل بودن كمتر كه نيست، در مواردى قطعاً بالاتر و بيشتر هم هست. ما چرا اين را از دست بدهيم؟
البته مسئوليتهائى هست كه مشترك است. همانطور كه گفتيم، مسئوليت حضور در جامعه و فهميدن دردهاى عمومى جامعه و سعى در علاج دردهاى عمومى جامعه، مخصوص مرد و مخصوص زن نيست؛ زنها هم نميتوانند شانه‏شان را از اين مسئوليت خالى كنند. اگر زنها بايد در اين زمينه كارى انجام بدهند، البته بايد انجام بدهند - محدوديتى هم وجود ندارد - اما مسئوليتهاى اختصاصى هم، يعنى آن كارى كه خداى متعال به حسب طبيعت به عهده‏ى زن قرار داده، مهم است.
به هر حال شما زنان نخبه‏ى كشوريد؛ چه آنهائى كه در اول كار و اول راه هستيد - يا دانشجوئيد، يا در دوره‏هاى اول كار هستيد - چه آنهائى كه چندين سال كار كرديد، زحمت كشيديد. بدانيد امروز زنان كشور ما مسئوليتشان سنگين است. مسئوليت مضاعفى كه امروز شما داريد، همين است كه نگاه غلط به مسأله‏ى زن و مرد را تصحيح كنيد. نگاهى كه امروز دنياى غرب سعى ميكند در مسأله‏ى زن و مرد القاء كند، نگاه غلطى است، نگاه باطلى است؛ اين به پايمال شدن ارزشهاى بسيارى در جوامع بشرى منتهى خواهد شد، كه الان دارد گوشه‏هائى از آن نشان داده ميشود، ديده ميشود، و در جوامع ما به طريق اولى. اين نگاه را بايد تصحيح كنيد. البته اين را هم عرض بكنيم؛ شعارها و بافته‏هاى ذهنى غربى‏ها در مورد زن، هيچ نتوانسته جلوى ظلمى را كه در خانواده و بيرون خانواده در طول تاريخ به زنها ميشده - كه هنوز هم ميشود - بگيرد. اگر فرض كنيم بشود در جامعه‏اى از مظلوميت زنان - كه اين مظلوميت هم يك علل طبيعى و قهرى دارد - جلوگيرى كرد، فقط در سايه‏ى اخلاق و قانون و تهذيب و تهذب مردان است. اما امروز در غرب مطلقاً از اين خبرى نيست. آزار زنان، فشارهاى گوناگون جسمانى و آزارهاى روحى بر زنان در غرب، آمارهائى كه الان دارند ميدهند، بمراتب از كشور خود ما و از جاهائى كه ما اطلاع داريم، بيشتر است. بنابراين جلوى آن مشكل را هم نتوانستند بگيرند، از اين طرف هم اين همه ضايعه ايجاد كردند.
ما بايد در مورد مسأله‏ى زن نگاه جامع داشته باشيم، و اين نگاه جامع در اسلام هست. مسأله‏ى ارزشگذارى به اصالت زن، زن بودن، براى زن يك ارزش والاست؛ يك اصل است. به هيچ وجه تشبه به مردان براى زن ارزش به حساب نمى‏آيد؛ همچنان كه براى مردها تشبه به زنان ارزش به حساب نمى‏آيد. هر كدام نقشى دارند، هر كدام جائى دارند، جايگاهى دارند و طبيعتى دارند و مقصودى از وضعيت خاص آنها در آفرينش حكيمانه‏ى الهى مورد نظر بوده كه اين مقصود بايد برآورده شود؛ اين مسأله مهم است.
امروز شما خانمها ميتوانيد در اين زمينه نقش ايفاء كنيد؛ هم تحقيق كنيد، هم بنويسيد، هم ترويج كنيد، هم عملاً نشان بدهيد. البته اين را من بارها گفته‏ام، الان هم ميگويم؛ در جوامع ما هم - يعنى جوامع اسلامى و جامعه‏ى ايرانىِ خود ما - متأسفانه مثل جوامع غربى يك بى‏عدالتى در ارتباطات خانوادگى زن و مرد وجود داشته؛ عمده هم مربوط به داخل خانواده است؛ اين بايد جلويش گرفته شود. يك مقدارى با نصيحت امكان‏پذير است؛ يك مقدارى‏اش هم با نصيحت ممكن نيست، با ضرب و زور قانون بايد جلويش گرفته شود. زنان، مظلوم واقع ميشوند. مرد چون از لحاظ جسمانى و برخى از خصوصيات ديگر توانائى‏هاى بيشترى دارد، در مواردى از اين توانائى‏ها سوء استفاده ميكند و زورگوئى ميكند؛ اين بايد جلويش گرفته شود. اين كار با قانون امكان‏پذير است؛ البته همانطور كه عرض كرديم، با تهذيب و اخلاق مردان هم امكان‏پذير است.
تصوير كيفيت برخورد زن و مرد در اخلاق اسلامى و قانون اسلامى هم به نظر ما بايستى بيشتر رويش كار شود. بعضى متدين هم هستند، اما چون با مفاهيم اسلامى درست آشنا نيستند و اخلاقيات مرتبط با روابط زن و مرد را در اسلام درست نميدانند، تدينشان موجب نميشود كه از غلظتشان كم شود، از تحكم و زورگوئى‏شان بكاهد؛ نه، هم متدينند، هم آن تحكمها و زورگوئى‏ها را دارند؛ اين هم بايد اصلاح شود. اخلاق اسلامى در روابط زن و مرد - بخصوص در داخل خانواده - بايد مورد توجه قرار بگيرد. البته مسأله‏ى حجاب خيلى مهم است. من مسأله‏ى حجاب را واقعاً مهم ميدانم. اهميت مسأله‏ى حجاب در جاهاى باواسطه‏اى خودش را نشان ميدهد؛ از جمله در مسأله‏ى خانواده خودش را نشان ميدهد.

نوشته شده توسط طاهری در 8:42 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پنجم اسفند 1386

حجاب اسلامی از نظر شهید مطهری

 اين بحث را از قرآن شروع می‏كنيم . آيات مربوط بدين موضوع در دو سوره‏ از قرآن آمده است : يكی سوره " نور " و ديگر سوره " احزاب " . ما تفسير آيات را بيان می‏كنيم و سپس به مسائل فقهی و بحث روايات و نقل‏ فتوای فقهاء می‏پردازيم . در سوره نور آيه‏ای كه مربوط به مطلب است آيه‏ ۳۱ می‏باشد . چند آيه قبل از آن آيه متعرض وظيفه اذن گرفتن برای ورود در منازل است و در حكم مقدمه اين آيه می‏باشد . تفسير آيات را از آنجا شروع‏ می‏كنيم :
« يا ايها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوتا غير بيوتكم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها ذلكم خير لكم لعلكم تذكرون ( 27 ) فان لم تجدوا فيها احدا فلا تدخلوها حتی يؤذن لكم و ان قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو ازكی لكم و الله بما تعملون عليم ( 28 ) ليس عليكم جناح ان تدخلوا بيوتا غير مسكونة فيها متاع لكم و الله يعلم ما تبدون و ما تكتمون ( 29 ) قل للمؤمنين‏ يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك ازكی لهم ان الله خبير بما يصنعون‏ ( 30 ) و قل للمؤمنات يغضضن من »
نوشته شده توسط طاهری در 8:35 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه سوم اسفند 1386

درخشش مجدد دونده محجبه

 

رقیه القصرا، دونده طلایی كشور بحرین كه به خاطر توجه جدی‌اش به موضوع حجاب از جمله محبوب‌ترین قهرمانان مسلمان محسوب می‌شود، در سومین دوره مسابقه‌های دوومیدانی قهرمانی داخل سالن آسیا به افتخاری دیگر دست یافت.

به نقل از ایسنا، رقیه القصرا قهرمان دوهای سرعت آسیا كه در بازی‌های آسیایی دوحه با كسب مدال طلا در آسیا و جهان شناخته شد،‌ پس از یك دوره مصدومیت شروعی موفقیت‌آمیز را در سومین دوره مسابقه‌های دوومیدانی داخل سالن آسیا داشت.

القصرا كه هیچ مسابقه‌ای را بدون حجاب كامل نمی‌دود، در نخستین روز این رقابت‌ها در سالن اسپایز شهر دوحه قطر به مدال طلای دوی 60 متر دست یافت. وی در این رقابت‌ها كه پس از یك دوره مصدومیت شركت می‌كرد با زمان هفت ثانیه و 40 صدم ثانیه به مدال طلا دست یافت.

وی همچنین در دومین روز این رقابت‌ها با حضور در دوی 400 متر دومین مدال طلای خود را در این مسابقه‌ها كسب كرد. القصرا روز جمعه‌ هم در حالی به عنوان قهرمانی 400 متر رسید كه ماریانا ماستیونكو از قزاقستان رقابت نزدیك و زیبایی را با وی داشت. القصرا در این رقابت با زمان 53 ثانیه و 28 صدم ثانیه به كار خود پایان داد.

دختر طلایی بحرین به دلیل مصدومیت عملكرد موفقیت‌آمیزی در بازی‌های داخل سالن آسیا در ماكائو نداشت.

نوشته شده توسط طاهری در 9:53 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوم اسفند 1386

صفحه ی دل(سروده وبلاگر)

دل به یاد عشق بس غوغا می کند                                             

                                وز بدیهای زمانه چون روایت می کند

می طراود خاطرات عاشقی را در بهار

                          عشق را با بارشش، چندین معنا می کند

روشنای سینه اش مملو ز اذکار خداست

                          سعی در پیرایش جان وایمان می کند

سخت کوش و در پی طوف کوی دوست

                          او توکل بر خدای حی و دانا می کند

در سبک بالی چو خورشید یقین

                          چون شهابی ،لیلی جان را مصفا می کند

سر بر سجاده ی دل می گذارد هر دمی

                           او دل وجان را به قربان خدایش می کند

صفحه ی دل را نگر از بهر یزدان خرد

                            هر چه دارد می دهد بر او تمنا می کند

هادی صوم و صلاه از بهر دوستان می شود

                           دوستی را با وجودش، آیینه ی جان می کند

خاموشی را می گزیند تا بیابد راز عاشقی

                            وقت رفتن چونکه آیدذکر ونجوا می کند

کل عمر او چو بینی در گذرگاه زمان

                            در حریم یار، چرخشی چون دور پرگار می کند

سعی او سعی می شود در عندلیب روزگار

                            خسته از موج زمانه قصد یا رب می کند

  

کشتي محکم ما((سروده وبلاگر))

 

کشتي محکم ما در گذرش پر شتاب مي گذرد

 

وز ميان موج ها با تمام نيرو

 

باد(خصم) خسته ز تصميم و همت اوست،باد در گذرش همه اين فکر در ذهن دارد

 

راز ماندگاري(( کشتي ما)) چه بايد باشد؟

 

باد نمي داند که

 

کشتي محکم ما،ره به سوي خالقي يکتا دارد

 

و درونش همه نورانيت است

 

ودرونش 14 ماه درخشان مي درخشند هنوز

 

باد نمي داند که

 

 کشتي محکم ما، وعده حق خداست

 

و درونش، همه در امن و امان

 

و درونش، همه تسليم خدا

 

باد نمي داند که

 

کسي در کشتي ما ،ترسي از باد و تلاطم ندارد هرگز

 

کشتي محکم ما ،هدفش معلوم است و راه پر منزل

 

کشتي محکم ما،شب چراغ قرن هاست

 

هادي کشتي ما بعد رسل، به لطف يزدان

 

ناخداي ايمان علي و آل علي است

 

باد نمي داند که

 

کشتي محکم ما،سرنشينانش همه صبر ايوب دارند با مهر علي

 

عاشقاني که در آن، همه در حال خضوعندو خشوع

 

و درونش همه پاکي و صفاست.

 

پس سفر آغاز کن

 

                سفري طولاني

 

رو به سوي اميد

 

                           رو بسوي توحيد                    

نوشته شده توسط طاهری در 7:9 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 
 

به دیدن وبلاگ میثاق با کوثر آل محمد(ص)خوش آمدی


نيكى كردن به پدر ، مادر ، يتيمان و مساكين از وظايف ضرورى اهل ايمان است . (بقره: 83؛ تفسير راهنما، جلد 1، صفحه 249)
زن خوب وفرمانبرو پارسا کند مرد درویش را پادشاه
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

                         به نام خدا                           اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ  في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ  اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ  اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ  فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام