تبليغاتX
تبليغاتX
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

به دیدن وبلاگ میثاق با کوثر آل محمد(ص)خوش آمدی


میثاق با کوثر آل محمد ص

جمعه بیستم اردیبهشت 1387

جايگاه و موقعيت زن در اسلام

اسلام، با آن آيين مترقى و پيشرفته خود، براى زن ارزش و احترام بسيارى قايل است. زن در مفهوم انسانيت با مرد هيچ‏گونه فرقى ندارد و مرد را بر او امتيازى نيست. زن، مانند مرد، عضو كامل جامعه است و شخصيت حقوقى مستقل دارد. زن در جامعه‏ى اسلامى برخوردار از استقلال فكرى و اقتصادى است و در زندگى خود، در تصميم‏گيرى آزاد است و به ميل خود بر اساس موازين شرعى مى‏تواند با هر كه بخواهد ازدواج كند.
زن از لحاظ شخصيت حقوقى تا آنجا مستقل است كه مى‏تواند براى شير دادن مولودش از شوهرش مزد مطالبه كند و بدون دخالت شوهر مى‏تواند كشاورزى يا تجارت كند.(1)
اسلام دست به يك عمل انقلابى زد كه پيش از آن بى‏سابقه بود و آن عبارت است از شركت زنان در جنگ.
در جنگ «خيبر» كه در سال هفتم هجرى روى داد، تعدادى از زنان اجازه يافتند، در جنگ شركت نمايند. «ابن اسحاق» از زنى كه در اين جنگ شركت جسته بود، چنين روايت مى‏كند: هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم عازم جنگ خيبر بود، من با تنى چند از زنان قبيله بنى‏غفار به نزد آن حضرت رفتيم تا به ما اجازه شركت در جنگ جهت مداواى مجروحان و زخم ديدگان و كمك‏هاى ديگرى كه از ما برمى‏آمد، بدهد و به همراه لشكر اسلام باشيم. پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم به ما اجازه شركت داد و فرمود: به اميد خدا!
ما به همراه مسلمين عازم خيبر شديم و تا پايان جنگ به پرستارى و مداواى مجروحان پرداختيم. چون كار جنگ پايان يافت و مسلمانان پيروز شدند، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم در تقسيم غنايم جنگى براى ما سهمى قايل شد. از آن جمله گردنبندى است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم آن را به عنوان غنيمت جنگى به من داد. من هرگز آن را از خود دور نكرده و نخواهم كرد.
گردنبند اين زن همچنان باقى بود تا آنكه مرگش فرارسيد. به هنگام مرگ، وصيت كرد كه آن را با وى دفن كنند. (2)
به آيات قرآن كه مراجعه كنيم مى‏بينيم، حقوق و تكاليف زن و مرد مساوى است: «زنان و مردان نسبت به يكديگر حقوق متقابل دارند.» (3)
يعنى همان طورى كه زن و مرد از لحاظ عقل و شعور و هوش متساوى‏اند و در مفهوم انسانيت هيچ‏گونه تفاوتى با يكديگر ندارند، از لحاظ حقوق و تكاليف نيز برابرند. هرگونه تكليف و حقى كه زن نسبت به مرد دارد، عينا مرد همان حق و تكليف را نسبت به زن بايد داشته باشد. از اين جهت است كه «ابن‏عباس (ره)» مى‏گويد: به حكم همين آيه شريفه، من ناچارم خودم را براى همسرم آرايش كنم، همانگونه كه او خودش را براى من آرايش مى‏كند. (4)
1 ـ اسلام چنان كه بود، ص 126.
2 ـ سيره ابن‏هشام، ج 2، ص 234.
3 ـ و لهن مثل الذى عليهن... (بقره/ 228).
4 ـ اسلام چنان كه بود، ص 123.

نوشته شده توسط طاهری در 6:13 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387

معجزه های ریاضی و عددی در قرآن

خداوند متعال در سوره بقره آيه ي 22 مي فرمايد : «اگر از آنچه كه بر بنده خودمان فرو فرستاده ايم در تعجب و ترديد مي باشيد . پس (حداقل) يك سوره مشابه آن بياوريد و در اين كار از هر كه خواهيد كمك بگيرد . و در آيه بعد از آن مي فرمايد : «اگر نتوانستيد كه هرگز هم نخواهيد توانست از آتشي بترسيد كه براي كافران آماده شده است» .

اصولاً قرآن به حدي شيوا و روان است كه هر كس حتي كمترين آشنايي با زبان عربي داشته باشد با خواندن يا شنيدن قرآن ناخودآگاه در مي يابد كه هيچ فرد سخنوري نمي تواند چنين بياني داشته باشد و كلام و سخن هيچ انساني نمي تواند باشد .

معجزه قرآن فقط به معارف عميق عقلي و اجتماعي ، علوم غيبي و معاني شگفت انگيز و شيوايي و رواني كلام محدود نمي شود و هر روز ابعاد تازه اي از شگفتيهاي قرآن كشف مي شود .

اكنون 20 مورد براي نمونه از اعجازهاي عددي و رياضي قرآن كه با استفاده از كامپيوتر تاكنون مشخص شده در زير مي آوريم :

1ـ كلمه (امام) به معناي رهبر و زمامدار الهي به صورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن كريم تكرار شده است كه مطابق است با روايات نقل شده از پيامبر اسلام (ص) از طريق شيعه و سني مبني بر اينكه تعداد امامان بعد از ايشان 12 نفر مي باشند . براي نمونه يكي از آيات قرآن كه كلمه امام در ‌آن آمده است ، سوره يس آ‌يه 12 مي باشد: «وكل شييء أحصيناه في امام مبين» و ما هر چيزي را در امام روشنگري جمع نموده ايم .

نام دوازده امام كه جانشينان پيامبر (ص) مي با شند عبارتند : 1ـ امام اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (ع) 2ـ امام حسن (ع) 3ـ امام حسين (ع) كه امام حسن و امام حسين عليهماالسلام برادر يكديگر مي باشند و هر دو فرزند امام اميرالمؤمنين (ع) مي باشند در حالي كه بقيه امامان عليهم السلام نسبت به يكديگر نسبت پدر و پسر دارند 4ـ امام سجاد (ع) 5ـ امام محمد باقر (ع) 6ـ امام جعفر صادق (ع) 

7ـ امام موسي كاظم(ع)8ـ امام رضا(ع) 9ـ امام جواد (ع) 10ـ امام هادي (ع) 11ـ امام حسن عسگري(ع) 12ـ امام مهدي (ع) كه طبق اعتقادات مسلمانان او زنده و غيرقابل رؤيت و در همه جا حاضر است و روزي قدرت جهان را همراه حضرت عيسي (ع) بدست مي گيرد .

براي اطلاع بيشتر رجوع كنيد به كتاب شريف و مقدس «اسرار آل محمد (ص) » نوشته شاگرد و سرباز فداكار امام اميرالمؤمنين علي عليه السلام جناب سليم بن قيس هلالي .

2ـ كلمه (شهر) به معني ماه ، 12 بار در قرآن كريم تكرار شده است كه مساوي تعداد ماههاي يكسال است .

3ـ كلمه (يوم) به معناي روز ، 365 بار در قرآن كريم تكرار شده است كه مساوي تعداد روزهاي يكسال شمسي است .

4ـ كلمه (ساعه) 48 بار در قرآن كريم تكرار شده است كه در 24 مورد قبل از آن يكي از حروف ذكر شده است و در 24 مورد ديگر قبل از آن حرفي وجود ندارد . بنابراين هر مورد را كه در نظر بگيريم مطابق است با تعداد ساعات يك شبانه روز كه 24 ساعت مي باشد .

5ـ كلمه (سجد) به معناي سجده كرد و مشتقات آن (در زمان ماضي ، مضارع و امر) براي عاقلان 34 بار تكرار شده است كه اين عدد برابر است با تعداد سجده هاي واجب روزانه ، چون روزانه 17 ركعت نماز واجب است و هر ركعت 2 سجده دارد .

6ـ كلمه (رجل) به معناي مرد مساوي كلمه (امراه) به معناي زن هر كدام 24 بار آمده است .

7ـ كلمه (ملائكه) به معناي فرشتگان و كلمه (شيطان) به معناي اهريمن و يا جن هر كدام 88 بار تكرار شده است .

8ـ كلمه (استعاذه) به معناي پناه بردن و كلمه (ابليس) به معناي شيطان هر كدام 11 بار به كار رفته است .

9ـ كلمه (آخرت) به معناي جهان آخرت و كلمه (دنيا) به معناي اين جهان هر كدام 115 بار تكرار شده است .

10ـ كلمه (الحسنات) به معناي خوبي ها و كلمه (سيئات) به معناي گناهان هر كدام 180 بار تكرار شده است .

11ـ كلمه (الحياه) به معناي زندگي وكلمه (الموت) به معناي مرگ هر كدام 145 بار تكرار شده است .

12ـ كلمه (ارسل) به معناي فرستاد و مشتقات آن 513 بار در قرآن كريم تكرار شده است و نام 28 پيامبري كه در قرآن از آنها نامي آورده شده است نيز مجموعاً 513 بار تكرار شده است .

13ـ كلمه (الرسل) به معناي پيامبران و كلمه (الناس) به معناي مردم هر كدام 368 بار تكرار شده است .

14ـ كلمه (الرغبه) به معناي ميل و كلمه (الرهبه) به معناي ترس هر كدام 8 بار تكرار شده است .

15ـ نام مبارك پيامبر اسلام (محمد و احمد) مجموعاً 5 بار در قرآن امده است (4 بار محمد و 1 بار احمد) و كلمه صلوات كه به معناي درود مي باشد و بيشتر براي  درود فرستادن بر پيامبر و خاندان پيامبر استفاده مي شود نيز 5 بار در قرآن تكرار شده است .

16ـ كلمه (ايثار) به معناي گذشت و فداكاري و كلمه (شح) به معناي بخل و تنگ نظري هر كدام 5 بار تكرار شده است .

17ـ كلمه (سرور) به معناي شادي و كلمه (حزن) به معناي غم و اندوه هر كدام 4 بار تكرار شده است .

18ـ كلمه (الحر) به معناي گرما و كلمه (البرد) به معناي سرما هر كدام 4 بار تكرار شده است .

19ـ عبارت (حزب الله) به معناي ياران خداوند و عبارت (حزب الشيطان) به معناي ياران شيطان هر كدام 3 بار تكرار شده است .

20ـ در قرآن كريم به اينكه 300 سال شمسي دقيقاً برابر 309 سال تمام قمري است به صورت مستقيم اشاره شده است .

اين مطلب وقتي مشخص شد كه يكي از علماي دين يهود از حضرت امام اميرالمؤمنين (عليه السلام) پرسيد : چرا قرآن مدت توقف و خواب اصحاب كهف را 309 ذكر سال كرده است در حالي كه در حاشيه تورات ما اين مدت 300 سال نوشته شده است ؟

حضرت امير عليه السلام فرمودند : «سالهاي شما شمسي است ولي سالهاي ما قمري است» .

جالب اينجاست كه يكي از اساتيد رياضي اين محاسبات را انجام داده كه خلاصه قابل فهم آن چنين است :

سال شمسي يهود 365 روز تمام بوده است . بنابراين 300 سال آنها مي شود :

روز 109500=365×300

در حالي كه سال قمري برابر است با 354 روز و 8 ساعت و 48 دقيقه بنابراين 309 سال قمري برابر است با :

روز 109500=]48 دقيقه و 8 ساعت و 354 روز[ ×309

پس معلوم شد كه 300 سال شمسي يهود برابر است با 309 سال قمري نه يك روز كمتر نه بيشتر.

اين در حالي است كه تا صدها سال بعد از نزول قرآن هنوز شبانه روز به 24 ساعت و هر ساعت به 60 دقيقه و الي آخر تقسيم نشده بود . و حتي ساعت هنوز اختراع نشده بود .

بنابراين حضور هر كلمه در قرآن در مكان خاص و به تعداد معين حادي پيام و مفهوم ويژه اي
مي باشد كه در حقيقت يك نوع از اعجاز و معجزه مي باشد . زيرا مجموعه آيات قرآن در مدت نسبتاً طولاني 23 سال و در اوضاع و احوال مختلف مثلاً گاهي در جنگ و گاهي در صلح ، گاهي در مكه و گاهي در شعب ابيطالب و محاصره گاهي در مدينه و گاهي در سفر و گاهي در شب و گاهي در روز بر پيامبر (ص) نازل مي شد و چنين نبود كه پيامبر خدا (ص) مانند مؤلفان كتابهاي مختلف مدتي در كتابخانه اي خلوت كند و از سر فرصت و فراغت و يا با رجوع به منابع مختلف كتابي بنويسد .

يكي ديگر از اعجازهاي قرآن كه 2 سال قبل توسط  يكي از فارغ التحصيلان رشته آمار جناب آقاي كوروش جم نشان كشف شده است :

قبل از ‌آنكه آن را توضيح دهيم ابتدا سه نكته را متذكر مي شويم :

الف)همان طور كه مي دانيم تعداد كل آيات قرآن كريم 6236 آيه است كه يك عدد زوج است .

ب) همچنين مي دانيم كه قرآن 114 سوره دارد پس مجموعه شماره سوره هاي قرآن مي شود 6555 كه يك عدد فرد است:

(6555=114+000+4+3+2+1)

ج) اگر شماره ي هر سوره را با تعداد آيات آن سوره جمع كنيم عدد مخصوص آن سوره بدست مي آيد مثلاً براي سوره حمد كه اولين سوره قرآن مي باشد عدد مربوط مي شود 8‌ (7+1) و براي سوره بقره مي شود 288(286+2) و براي سوره آل عمران عدد مربوط مي شود 203 يعني (200+3) .

حال اگر اين عددهاي به دست آمده براي هر سوره را به تفكيك زوج و فرد در جدول هاي جداگانه اي قرار دهيم نتايج شگفت آوري به دست مي آيد .

جدول عددهاي حاصله ي فرد

 

جدول عددهاي حاصله ي زوج

 

آل عمران

203

فاتحه

8

مائده

125

بقره

288

انعام

171

نساء

180

0  0  0

0  0  0

0  0  0

0  0  0

جمع كل

6555

جمع كل

6236

چهار مطلب شگفت انگيز در اين جدول ها ديده مي شود :

الف)مجموع اعداد جدول زوج برابر است با 6236 كه مساوي مجموع كل ‌آيات قرآن است و مجموع عددهاي حاصل از جدول فرد برابر است با 6555 كه همان عدد حاصل جمع شماره سوره هاي قرآن است .

ب) در هر جدول 27 سوره وجود دارند كه تعداد كل آيات آن سوره يك عدد زوج است و بنابراين در هر جدول نيز 30 سوره وجود دارد كه تعداد كل آيات آن سوره فرد است .

ج) در هر جدول به طور مساوي 57 سوره قرار مي گيرد .

د) مجموع اعداد جدول زوج يك عدد زوج شده است و مجموع اعداد جدول فرد يك عدد فرد شده است .

بدين ترتيب حتي اگر يك آيه از يك سوره اي كم شود يا زياد شود و يا يك سوره جابه جا شود تمام نظم فوق از بين مي رود .

بنابراين اين رابطه اثبات مي نمايد كه يك سوره و حتي يك آيه از قرآن شريف كم و يا زياد نشده است .

اكنون يك نوع ديگر از معجزات قرآن را بيان مي نماييم :

خداوند متعال در سوره صف آيه 6 مي فرمايد : «و به ياد آوريد هنگامي كه عيسي پسر مريم گفت اي بني اسرائيل من فرستاده خدا به سوي شما هستم در حالي كه تورات را كه قبل از من نازل شده تأييد مي كند و بشارت دهنده هستم به پيامبري كه بعد از من مي آيد و نام او احمد است» .

همچنين خداوند در سوره اعراف ، آيه ي 157 مي فرمايد : «مؤمنان كساني هستند كه از پيامبري پيروي مي كنند كه از هيچ بشري تعليم نديده است همان پيامبري كه يهوديان و مسيحيان نام او را در تورات و انجيل نوشته شده مي يابند» .

حال اگر در همان زمان كه قرآن نازل شد ، نام پيامبر در تورات و انجيل وجود نداشت فوراً علماي يهود كه دائماً از نزديك مراقب اسلام بودند براي اثبات عدم حقانيت قرآن به مسلمانان اعلام مي كردند كه چنين چيزي نيست و تورات و انجيل را به مسلمانان نشان مي دادند .

در حالي كه چنين چيزي اتفاق نيفتاد و خود اين مسأله نشانگر اين است كه نام مبارك پيامبر در زمان نزول اين آيات در كتابهاي مقدس يهوديان و مسيحيان بوده است و آنها با اين نام مقدس كاملاً آشنايي داشته اند به همين دليل خداوند متعال در سوره انعام آيه 20 مي فرمايد : «اهل كتاب (يهوديان و مسيحيان) پيامبر را مي شناسند همچنانكه فرزندان خود را مي شناسند» .

اما در قرنهاي بعد نام آن حضرت و اوصاف او را از تورات و انجيل به تدريج حذف كردند . و حتي مطالب شرم آوري را درباره بعضي از انبياء الهي وارد كردند تا كارهاي زشت خود را توجيه كنند لذا خداي متعال در قرآن كريم نقشه آنها را خنثي نمود و چهره پاك و واقعي انبياء را مشخص نمود . البته در بعضي موارد كتابهاي مقدس كه از تحريف به ميزان زيادي مصون مانده اند مثل انجيل برنابا نام مبارك پيامبر و اوصاف آن حضرت وجود دارد .

و در ساير كتابهاي مقدس اديان ديگر نيز نام و مشخصات آن حضرت آمده است .

براي نمونه :

در كتاب تورات سفر تكوين باب 20 چنين آمده است : «خداي متعال به حضرت ابراهيم بشارت داد به فرزندي كه نامش اسماعيل است و اينكه نسل او را بسيار فرمايد و در ذريه اش دوازده امير و يك امت بزرگ قرار خواهد داد » .

توضيح :

بني اسرائيل از نسل حضرت اسحاق مي باشند و پيامبر اسلام (ص) از نسل حضرت اسماعيل مي باشد و منظور از 12 امير همان 12 امام معصوم عليهم السلام مي باشند .

علاقمندان مي توانند براي اطلاعات بيشتر به كتاب (بشارات عهدين) نوشته دانشمند معظم جناب آقاي محمد صادقي و كتاب (محمد (ص) در تورات و انجيل) نوشته داود عبدالأحد مراجعه كنند .

يكي از معجزات غيبي قرآن اين بود كه خداوند در سوره احزاب آيه 40 مي فرمايد :«محمد پيامبر خدا و آخرين پيامبران است»‌

حال اگر محمد (ص) پيامبر واقعي خدا نبود هيچگاه نمي توانست و حتي شايد لازم نمي ديد كه با صراحت بگويد كه بعد از او پيامبري ديگر نخواهد آمد چون به آينده اطلاع نداشت كه پيامبري بعد از او نخواهد آمد .

اكنون چند روايت درباره اهميت و عظمت قرآن ذكر مي نماييم :

حضرت امام اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده اند : از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم كه فرمود : «ديري نپايد كه فتنه ها برپا گردد . عرض كردم يا رسول الله ! راه فرار و رهايي از فتنه ها چيست؟ پيامبر (ص) فرمودند : «قرآن كتاب خدا»‌ كتابي كه اخبار گذشتگان و آيندگان شما در آن آمده است كتابي كه حل و فصل اختلافات و كشمكش هاي شما در آن مي باشد و كتابي كه مي تواند حق و باطل را به آساني از هم جدا و روشن سازد . حقيقتي كه هزل و شوخي در آن راه ندارد . كتابي كه هر ستمگري آنرا به دور اندازد خداوند كمر او را مي شكند . آن همان ريسمان محكم الهي است كه ارتباط انسان با خداي بدان وابسته است .

با همان كتاب است كه گفتگوهاي باطل و بي فايده پايان مي پذيرد ، دانشمندان از خواندن و تفكر در آن سير نمي شوند و با گذشت روزگار و قرنها كهنه و فرسوده نمي شود . كتابي است كه عجايب و مزاياي آن بي پايان است . اين قرآن همان گفتاري است كه وقتي جنيان‌ آن را شنيدند دلباخته ي آن گرديدند و بي اختيار گفتند : ما قرآن شگفت آوري مي شنويم كه كه به سوي سعادت رهبري مي كند ».

همچنين در حديث ديگري حضرت امير عليه السلام مي فرمايند :  «قرآن آن نور مطلق است
كه غروب در آن راه ندارد ، درياي عميق و پهناوري است كه عمق آن پيدا نيست مايه ي عزت و
سربلندي است كه ياران واقعي آن خوار و مغلوب نخواهند گرديد . قرآن كتابي است كه خداوند آن را سيراب كننده ي تشنگان علم و بهار دلهاي دانشمندان و آخرين مقصد نيكان و صالحان قرار داده است» .

حضرت امام صادق عليه السلام مي فرمايند : «قرآن برنامه ي سعادت و زندگي انسانهاست كه از طرف پروردگارشان براي آنان تنظيم گرديده است . مرد مسلمان كسي است كه برنامه ي خود را مورد دقت قرار دهد و هر روز حداقل پنجاه آيه از آن را تلاوت كند » .

اكنون چند آيه از قرآن كريم را براي تبرك مي آوريم

سوره مباركه نساء آيه 135 : اي كساني كه ايمان آورده ايد ! كاملاً قيام به عدالت كنيد براي خدا گواهي دهيد ، اگر چه اين گواهي به زيان خود شما يا پدر و مادر و نزديكان شما تمام شود . چرا كه اگر آنها ثروتمند و يا فقير باشند ، خداوند سزاوارتر است كه از ‌آنان حمايت كند . بنابراين از هوا و هوس پيروي نكنيد كه از حق منحرف خواهيد شد .

سوره مباركه آل عمران آيه هاي 133 و 134 و 135 : و شتاب كنيد براي رسيدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتي كه وسعت آن برابر ‌آسمانها و زمين است كه براي پرهيزگاران آماده شده است . همانهايي كه در ثروتمندي و فقر انفاق مي كنند و خشم خود را فرو مي برند و از خطاي مردم درمي گذرند و خداوند نيكوكاران را دوست دارد . همانهايي كه وقتي مرتكب عمل زشتي بشوند يا به خود ستم كنند ، به ياد خدا مي افتند و براي گناهان خود طلب آمرزش مي كنند و كيست جز خداوند كه گناهان را ببخشد. و بر گناه در حالي كه مي دانند گناه است اصرار نمي ورزند .

سوره مباركه بقره آيه 177 : نيكي ، اين نيست كه به هنگام نماز روي خود را به سوي مشرق يا مغرب بچرخانيد . بلكه نيكي و نيكوكار كسي است كه به خدا و روز قيامت و فرشتگان و كتاب آسماني و پيامبران (از ته قلب) باور داشته باشد و قسمتي از مال خود را با همه علاقه اي كه به آن دارد به خويشاوندان و يتيمان و فقيران و واماندگان در راه و تقاضاكنندگان و بردگان انفاق مي كند ، نماز را برپامي دارد و زكات را مي پردازد و همچنين كساني كه به عهد و قول خود وفا مي كنند و در برابر محروميتها و بيماريها و در ميدان مبارزه استقامت به خرج مي دهند . اينها كساني هستند كه راست مي گويند و گفتارشان با عملشان هماهنگ است و اينها هستند پرهيزگاران .

سوره مباركه بقره قسمتي از آيه 275 : و كساني كه ربا مي خورند (در روز قيامت) برنمي خيزند مگر مانند ديوانه اي كه تعادل خود را نمي تواند حفظ كند و مرتب زمين مي خورد . اين مجازات به خاطر آن است كه آنها در دنيا گفتند : «داد و ستد هم مانند ربا است و تفاوتي ميان آن دو نيست» . در حالي كه خدا داد و ستد را حلال كرده و ربا را حرام .

سوره مباركه بقره آيه 276 : «خداوند سود ربا را نابود گرداند و صدقات را افزوني بخشد و خداوند افراد بسيار كافر گنه پيشه (يعني رباخواران) را دوست ندارد» .

سوره مباركه بقره قسمتي از آيه شريفه 279 : «پس اگر ربا را ترك نكرديد آگاه باشيد كه به جنگ خداوند و پيامبرش برخاسته ايد» .

همچنين در حديثي پيامبر اسلام(ص) مي فرمايند : «هر كس يك درهم ربا خورد مانند آن است كه با مادر خود در خانه كعبه زنا كرده است» .

سوره مباركه عنكبوت آيه 26 و 27 و 28 : «و لوط به ابراهيم ايمان آورد و ابراهيم گفت : من به سوي پروردگارم هجرت مي كنم كه او صاحب قدرت و حكمت است . و در سن پيري اسحاق و يعقوب (اسرائيل) را به او بخشيديم و نبوت و كتاب آسماني را در نسل او قرار داديم و پاداش او را در دنيا داديم و او در آخرت از صالحان است . و لوط را فرستاديم هنگامي كه به قوم خود گفت : شما عمل بسيار زشتي  انجام مي دهيد كه هيچ يك از موجودات جهان قبل از شما آن را انجام نداده است . شما به سراغ پسران (مردان) مي رويد و راه تداوم نسل و شرافت انسان را قطع مي كنيد و در مجلستان اعمال ناپسند انجام مي دهيد . اما پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند : اگر راست مي گويي عذاب الهي را براي ما بياور . لوط عرض كرد : پروردگارا مرا در برابر  اين قوم فاسد ياري فرما » .

سوره مباركه نمل آيات 54 الي 56 : «و ياد كن لوط را كه چون به قوم خود گفت : «آيا ديده و دانسته مرتكب عمل ناشايست (لواط) مي شويد ؟ آيا شما به جاي زنان از روي شهوت با مردها درمي آميزيد ؟ ]نه![ بلكه شما مردمي هستيد كه خود را به ناداني زده ايد . اما پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند : خاندان لوط را از شهرتان بيرون كنيد كه آنها مردمي هستند كه به پاكي تظاهر مي نمايند» .

سوره مباركه هود آيات 77 الي 83 : «و هنگامي كه فرستادگان ما (فرشتگان عذاب) به سراغ لوط ‌آمدند ، از آمدنشان ناراحت شد ، و قلبش پريشان گشت و گفت : امروز روز سختي است ! (زيرا آنها را نشناخت و از اين ترسيد كه قوم تبهكار مزاحم آنها شوند) قوم او به قصد مزاحمت ميهمانان به سرعت به سراغ او آمدند . لوط گفت : اي قوم من ! اينها دختران منند و براي شما پاكيزه ترند با آنها ازدواج كنيد و از زشتكاري دست برداريد از خدا بترسيد و مرا در مورد ميهمانانم رسوا نسازيد آيا در ميان شما يك مرد فهميده و‌آگاه وجود ندارد؟! قوم لوط گفتند : تو كه مي داني ما تمايلي به دختران تو نداريم و خوب مي داني ما چه مي خواهيم . لوط گفت : افسوس اي كاش در برابر شما قدرتي داشتم يا تكيه گاه و پشتيبان محكمي در اختيار من بود تا مي دنستم با شما زشت سيرتان ددمنش چه كنم . فرشتگان عذاب گفتند : اي لوط ما فرستادگان پروردگار توايم آنها هرگز دسترسي به تو پيدا نخواهند كرد در دل شب خانواده ات را از اين شهر حركت ده مگر همسرت كه او هم به همان بلايي كه ‌آنها گرفتار مي شوند گرفتار خواهد شد . موعد عذاب آنها صبح است : آيا صبح نزديك نيست؟!

و هنگامي كه فرمان ما فرا رسيد ، آن شهر و ديار را زير و رو كرديم و باراني از گدازه هاي آتشي و خاكستر آتشفشاني برايشان فرو فرستاديم . سنگهايي كه نزد پروردگارت هدفدار شده بود و اين گونه عذاب ها از اينچنين ستمگراني دور نخواهد بود » .

لازم به تذكر است كه يكي از علائم آخرالزمان زياد شدن عمل بسيار زشت لواط مي باشد .1

سوره مباركه مائده آيه 46 و 47 : «و به دنبال پيامبران گذشته ، عيسي (مسيح) پسر مريم را فرستاديم در حالي كه كتاب تورات را كه قبل از او فرستاده شده بود تأييد مي كرد و انجيل را به او داديم كه در آن هدايت و نور و موعظه بود براي پرهيزگاران . اهل انجيل نيز بايد به آنچه خداوند در آن نازل كرده حكم كنند و كساني كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم ننمايند ، بدكارند» .

سوره مباركه آل عمران آيه 54 و 55 : «و دشمنان مسيح براي نابودي او و دينش نقشه كشيدند و خداوند نيز براي حفظ او و دينش نقشه كشيد و خداوند بهترين چاره جويان است هنگامي كه خدا به عيسي فرمود : من تو را برمي گيرم و به سوي خود بالا مي برم و تو را از كساني كه كافر شدند پاك مي سازم و كساني را كه از تو پيروي كردند تا روز قيامت بالاتر از كساني كه كافر شدند قرار مي دهم . سپس بازگشت شما به سوي من است و در ميان شما در آنچه اختلاف داشتيد داوري مي كنم» .

سوره مباركه آل عمران 113 و 114 و 115 : «همه مسيحيان و يهوديان يكسان نيستند گروهي از آ‌نان هستند كه به حق و ايمان قيام مي كنند و پيوسته در اوقات شب آيات خدا را مي خوانند در حالي كه سجده مي نمايند . به خدا و روز قيامت ايمان مي آورند و امر به معروف و نهي از منكر مي كنند و در انجام كارهاي نيك سبقت مي گيرند و آنها از صالحانند . و آنچه از اعمال نيك انجام دهند ، پاداش شايسته آن را مي بينند و خدا از پرهيزگاران آگاه است » .

سوره مباركه مائده آيه 82 : «به طور مسلم ، دشمن ترين مردم نسبت به مؤمنان را يهود (منظور علما و سران آنها مي باشد) **و مشركان خواهي يافت و به طور مسلم نزديكترين دوستان به مؤمنان را كساني مي يابي كه مي گويند : «ما ياران عيسي هستيم» اين به خاطر آن است كه در ميان ‌آنها ، افرادي عالم و تارك دنيا وجود دارند و آنها در برابر حق تكبر نمي ورزند» . البته به فرموده امام ششم شيعيان حضرت امام صادق (ع) (ناصبي ها از يهود هم بدترند) توضيح: ناصبي ها به گروهي گفته مي شود كه نسبت به دوازده امام بي احترامي كرده و شيعيان 12 امام را مورد اذيت و آزار قرار مي دهند. 

سوره مباركه شمس آيه هاي 1و2و 3 : 1)والشمس و ضحاها : سوگند به خورشيد و گسترش نور آن 2)والقمر اذا تلاها : سوگند به ماه هنگامي كه پس از آن مي آيد 3)و النهار اذا جلاها : سوگند به روز هنگامي كه جهان را روشن سازد .

البته قرآن داراي يك معني ظاهري است و معاني عميق و غيرظاهري هم در بسياري از آيات وجود دارد . از جمله در همين 3 آيه فوق مي باشد . از امام ششم حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه منظور از خورشيد ، وجود مبارك پيامبر اسلام و منظور از گسترش نور آن دين اسلام مي باشد . و منظور از ماه وجود مبارك امام اول حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام مي باشد كه بعد از پيامبر حجت خدا بر تمام مردم زمين است و منظور از روز وجود مبارك امام دوازدهم (مهدي موعود (عج)) مي باشد كه جهان را با نور عدل و توحيد روشن خواهند فرمود .

به اميد روزي كه امام دوازدهم حضرت مهدي موعود عليه السلام و يار عزيزش حضرت مسيح(ع) و ساير ياران بزرگوار آن حضرت ظهور يابند و انتقام پيامبر اسلام و دختر پاك و مظلوم او يعني حضرت فاطمه زهرا عليهالسلام و دو فرزند شهيدش امام حسن و امام حسين عليه السلام را از ظالمان بزرگ تاريخ و بشريت و دوستان و پيروان آنها بگيرند و حقيقت قرآن را بر سراسر جهان حكمفرما نمايند . و اين آرزويي است كه خداوند متعال همانگونه كه در سوره انبياء آيه 105 فرموده است وعده آن را در كتاب هاي مقدس گذشته نيز داده است : و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون ترجمه : و در «زبور» بعد از تورات نوشتيم : مسلماً سراسر زمين را بندگان شايسته ام وارث خواهند شد.

ضمناً از پيامبر اسلام(ص) روايات بسيار زيادي درباره امام دوازدهم بعد از خود و اينكه او از فرزندان فاطمه (ع) است نقل شده است كه جناب آقاي آيت اله صافي گلپايگاني در كتاب ارزشمند و معروف خود به نام «برگزيده روايات درباره امام دوازدهم (عج)» صدها روايت را از دهها كتاب معتبر شيعه و اهل سنت درباره وجود مبارك امام دوازدهم از پيامبر اسلام (ص) جمع آوري نموده اند .

در پايان چند بيت شعر تقديم به حضرت امام زمان (عج)

شاها درخت د ين تويي ، پيوند ماء و تين تويي ، در سينه سينين تويي ، زيتون تويي و تين تويي 
مقصود زين آئين تويي ، و رشد زمين زير و زبر ، اي يار غايب از نظر
روي تو ديدم جان شدم ، وز صنع تو حيران شدم ، از نرگست گريان شدم وز هيبتت آرام شدم
اي پادشاه بحر و بر ، اي يار غايب از نظر
اي پادشاه جم بيا ، وي قبله اعظم بيا ، اي صاحب خاتم بيا ، اي منجي عالم بيا ،
اي وارث آدم بيا ، وي زاده خير البشر ، اي يار غايب از نظر
بنگر شها روي زمين ، با آن نگاه نازنين ، از لاله و از ياسمين ، از ظلم و جور و كفر و كين
از هند و ري تا روم و چين عالم به راهت منتظر ، اي يار غايب از نظر

منتخبي از سخنان امام اميرالمؤمنين (ع) در نهج البلاغه

لزوم پيروي از اهل بيت (خطبة‌97 نهج البلاغه) به اهل بيت پيامبر خود بنگريد و به همان سو رويد كه آنان مي روند و شيوة‌ آنان را پيروي كنيد . كه شما را از دايرة هدايت خارج نمي كنند . و به گرداب گمراهي باز نمي گردانند . اگر ايستادند بايستيد و اگر حركت كردند حركت كنيد . از آنان جلو نيفتيد كه گمراه
مي شويد و عقب نمانيد كه هلاك مي گرديد .

تداوم امامت تا ظهور امام دوازدهم عليه السلام : (خطبة 100 نهج البلاغه) : بدانيد كه آل محمد (ص) همچون ستارگان آسمان هستند ، هرگاه ستاره اي غروب كند ستارة ديگري طلوع نمايد . گويي مي بينم كه در زمان ظهور مهدي (ع) خداوند نمعت هايش را بر شما كامل نموده  و شما را به آرزوهايتان رسانده .

عظمت اهل بيت : (خطبه 109 نهج البلاغه) : ما درخت نبوت ، جايگاه فرود رسالت ، محل آمد و شد فرشتگان ، معدن هاي علم و چشمه هاي حكمتيم ، ياران و دوستان ما در انتظار رحمت پروردگارند و دشمنان و كينه توزان ما در انتظار كيفر و لعنت خداوند به سر مي برند .

ضروت پيروي از امامان دوازده گانه :(خطبة 154 نهج البلاغه) : جمعي در درياي فتنه غرق شدند ، به بدعتها چنگ زدند و سنت ها را رها كردند . مؤمنان گوشه اي نشستند و گمراهان و دروغ گويان به زبان آمدند . ما اهل بيت همچون پيراهن تن پيامبر به او نزديك هستيم . ما ياران و گنجينه هاي علم و ابواب رسالتيم ، به درون خانه جز از درب آن نمي توان در آمد و هر كس از غير در وارد شود او را دزد خوانند . آيات كريمة قرآن دربارة اهل بيت است و آنان ذخاير خداي رحمانند . اگر سخني بگويند راست گويند و اگر خاموش باشند كسي بر آنان پيشي نگيرد .

فضيلت امامان معصوم عليهم السلام : (خطبه 152 نهج البلاغه) :امامان معصوم از سوي خداوند اداره كنندة امور مردم و مراقب بندگان خدا هستند . تنها كساني كه آنان را مي شناسند و آنان نيز او را مي شناسند وارد بهشت مي شوند و كسي كه آنان را انكار دارد و آنان نيز او را انكار دارند وارد دوزخ مي گردد .

آخر الزمان: (خطبه 103 نهج البلاغه) :در آخرالزمان نجات نمي يابد مگر مؤمني كه گمنام است . اگر در ميان مردم باشد شناخته نمي شود ، و اگر در ميان جمع نباشد به جستجويش برنخيزند . آنان چراغ هاي هدايت و نشانه هاي روشن اند براي كساني كه در تاريكي راه مي پيمايند . اينان سخن چيني نمي كنند و عيبهاي نهان ديگران را فاش نمي كنند و سخن بيهوده بر زبان جاري نمي كنند . خداوند درهاي رحمت خويش را به روي آنان مي گشايد و رنج و سختي عذاب خويش را از آنان برطرف مي سازد . اي مردم به زودي زماني بر شما خواهد آمد كه اسلام را واژگون كنند (كه هر چه در آن است بريزد) اي مردم خداوند شما را پناه داده از اين كه بر شما ستم كند . ولي پناه نداده و تضمين نكرده كه شما را آزمايش نكند . خداي جليل و بزرگ فرموده : «ان في ذلك لايات و ان كنا لمبتلين » همانا در اين امر نشانه هايي است و ما آزمايش كننده ايم (سوره مباركه مؤمنون آيه 30).

فضيلت ياد خدا و آموختن قرآن : (خطبه 110 نهج البلاغه) : خدا را ياد كنيد و به آن بشتابيد كه بهترين ذكر است . و به آنچه پارسايان را وعده داده رغبت كنيد كه وعدة او راست ترين و عده هاست ، و از رهنمودهاي پيامبرتان پيروي كنيد كه برترين هدايت است ، و به سنت او عمل كنيد كه هدايت كننده ترين سنت هاست . و قرآن را بياموزيد كه بهترين سخن است و آن را نيك بفهميد كه بهار دلهاست و از نورش درمان بجوئيد كه شفاي سينه هاست ، و آن را نيكو تلاوت كنيد كه سودمندترين سرگذشت هاست .

دشمني سران قريش با پيامبر : (خطبه 192 نهج البلاغه) : من با پيامبر (ص) بودم آنگاه كه سران قريش نزد ايشان آمدند و گفتند : اي محمد تو چيزي را ادعا مي كني كه بسي بزرگ است و پدرانت و احدي از خاندانت تا كنون آن را ادعا نكرده اند . ما از تو چيزي مي خواهيم كه اگر آن را بپذيري و به ما نشان دهي مي فهميم كه تو پيامبر و فرستاده خدايي و اگر چنان نكني مي فهميم كه  دروغگويي ، پيامبر (ص) فرمودند : چه      مي خواهيد ؟ گفتند : اين درخت را براي ما بخوان تا از ريشه در آيد و پيش آيد و در برابرت بايستد پيامبر (ص) فرمودند : خداوند بر هر كاري تواناست ، اما ايا اگر خداوند براي شما چنين كرد ايمان مي آوريد و به حق شهادت مي دهيد ؟ گفتند : آري ، پيامبر (ص) فرمودند : پس من آنچه را كه مي خواهيد به شما نشان مي دهم ولي مي دانم كه شما به راه خير باز نمي گرديد . در ميان شما كساني هستند كه به چاه افكنده مي شوند ]  اين از پيشگويي هاي پيامبر (ص) بود . سالها بعد در جنگ بدر جسد عتبه و شيبه پسران ربيع و اميه و پسران عبد شمس و ابوجهل و تني ديگر از مشركان قريش در چاه افكنده شد [ و نيز كسي است كه جنگ احزاب را فراهم مي آورد . ] او همان ابوسفيان پدر معاويه است كه جنگ احزاب را شكل داد و سرانجام شكست خورد و اين نيز از پيشگويي هاي پيامبر (ص) بود كه سالها بعد تحقق يافت[ . آنگاه پيامبر (ص) فرمودند : اي درخت ، اگر به خدا و روز قيامت ايمان داري و مي داني كه من فرستاده خدا هستم . به اذن خدا با ريشه از زمين كنده شو و به پيش آي و در برابر من بايست . سوگند به خدايي كه پيامبر (ص) را به حق برانگيخت درخت با ريشه هايش از زمين كنده شد و در حالي كه آوازي شديد و صدايي چون صداي بال پرندگان داشت تا آنكه مانند پرنده اي بال گشود و نزد پيامبر (ص) ايستاد . و شاخه هاي بلند خويش را بر سر پيامبر (ص) قرار داد . قوم قريش اين حادثه را مشاهده كردند از روي برتري خواهي و تكبر گفتند : حال بگو نصف درخت به مكان اولش برگردد و نصف ديگر باقي بماند . پيامبر (ص) نيم تنة درخت را فرمود كه باز گردد و او بازگشت . من گفتم : لا اله الا الله ، اي رسول خدا من اولين كسي هستم كه به تو ايمان مي آورد ، و نخستن كسي هستم كه گواهي مي دهد به پيامبري تو اما ديگران جملگي گفتند : تو جادوگري دروغگو كه جادويت شگفت و ماهرانه است ! و آيا رسالت تو را جز امثال اين شخص (يعني اميرالمؤمنين عليه السلام) قبول مي كند؟

اهميت دانش:(خطبه 105 نهج البلاغه) :پس به سوي دانش بشتابيد ، پيش از آنكه بوتة آن خشك شود و فرصت گرفتن علم از منبع آن و اهل آن دست رود . و از كار زشت باز ايستيد و ديگران را از آن بازداريد . چه به باز ايستادن پيش از باز داشتن مأموريد .

دشواري ايمان :(خطبه 189 نهج البلاغه) : حقيقت امر ما هل بيت دشوار است و بر مردم سخت آيد و آن را جز بندة مؤمني كه خداوند قلبش را براي ايمان آزموده تحمل نتواند كرد و جز سينه هاي امين ، و عقل هاي متين در نيابد و فرا نگيرد . اي مردم پيش از آنكه مرا از دست دهيد پرسش هاي خود را باز گوييد كه من به راههاي آسمان داناتر از راههاي زمينم .


1ـ سلمان فارسي از پيامبر اسلام (ص) نقل مي كند كه فرمودند در آخر الزمان منكر معروف مي شود و معروف منكر .
انسان امانتدار خائن شمرده مي شود و خائن امانتدار ، دروغگو راستگو شمرده مي شود و راستگو دروغگو ، نماز ضايع  مي شود و در آن وقت اكتفا كنند مردان به مردان و رياست زنان رواج مي يابد و نشستن كودكان به منبرها ، نقش و طلاكاري كنند مسجدها را مانند معابد يهود و تعظيم كنند ثروتمندان را ، ‌آرايش كنند مردات امت من به مانند زنان و در آن وقت تغيير در دين ظاهر مي شود و به نيرنگ حلال كنند ربا را و داد و ستد شود رشوه و در آن وقت طلاق زياد گردد و جاري نشود حدي براي خداوند و اشرار امت بر آنان مسلط گردند . ياد گيرند قرآن را براي غير خدا تا اينكه مؤمن شود خوارتر از همه . جثه ‌آنها مانند آدميان است و دل آنها دل شياطين .
** - دليل اين امر اين بوده است كه اكثر علماي يهود 3 صفت بسيار زشت داشته اند :
1)تحريف كننده دين خدا و احكام الهي براي خوشايند زمامداران
2)پول پرست و مال اندوز
3)بنده قدرت و تشنه قدرت بودند .
لذا در تاريخ مي بينيم كه تعداد زيادي از پيامبران الهي مثل حضرت عيسي و زكريا ـ توسط اين گروه از علماي يهود مورد اذيت و آزار فراوان قرار گرفتند و حتي تعداد زيادي از پيامبران و صالحان توسط آنها به شهادت رسيدند مانند حضرت زكريا و حضرت يحيي (ع) البيته اين مسأله فقط به دين يهود اختصاص ندارد و حتي در اسلام كه دين حق خداوند در زمين است اگر روحانيت آنها چنين صفاتي پيدا كنند اين آيه شريفه شامل آنها هم مي شود .

 

نوشته شده توسط طاهری در 7:24 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387

دیداررهبر معظم انقلاب با مردم شیراز

رهبر معظم انقلاب در ديدار با نخبگان استان فارس: همه نشانه‌ها در همه بخش‌ها به ما مژده اميد می‌دهد / توصيه من در درجه اول به نخبگان اين است که دريچه اميد را به روی خودتان بيشتر باز کنيد / نوآوری نياز کنونی کشور است / لازمه نوآوری شکوفايی استعدادهاست.

انتظار دارم كه هم در زمینه‌ی نوآوری و هم در زمینه‌ی شكوفایی، امسال ملت ما شاهد نتایج شیرینی باشند .

ملت ما به شاگردى مكتب نبوى و درس محمّدى (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) افتخار مى‏كند.

ما صبح روشنى را مشاهده مى‏كنيم. احساس مى‏كنيم كه ملت ايران ان‏شاءاللَّه به سمت پيشرفت درحركتند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با اشاره به بازيابي هويت ايراني و اسلامي كشور بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و برنامه ريزي و تلاش براي رسيدن به آرمان‌هاي مشخص شده درچارچوب هويت ايراني و اسلامي افزودند: بعد از گذشت حدود سي سال از پيروزي انقلاب اسلامي حركت ملت ايران به ويژه جوانان به سوي آرمان‌ها و پيشرفت‌هاي آنان در اين مسير پرشتاب تر شده و همين مساله موجب درماندگي دشمنان ملت شده است.

رهبر انقلاب اسلامي، علت نگراني شبكه استكبار جهاني از حركت رو به پيشرفت ملت ايران را احساس خطر آنان از گسترش روز افزون بيداري اسلامي دانستند و افزودند: اگر چه اين دشمن درانجام توطئه‌هاي گوناگون در مقابل ملت ايران ناكام مانده است اما همواره بايد با شناخت صحنه و نقشه دشمن هوشياري را حفظ كرد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي افزودند: از جمله امتيازات ملت ايران هوشياري و آگاهي، وجود روشنفكران در ميان علماي دين و دانشگاه و حضور جوانان بسيجي، پرشور و پيشتاز در عرصه‌هاي علم و فن‌آوري است.

ايشان با اشاره به تلاش دشمن براي ايجاد اختلاف اعم از اختلاف ميان سليقه‌هاي سياسي، مذاهب و مناطق مختلف كشور و همچنين سرگرم كردن جوانان به مسائل لهو و لعب و دور كردن آنان از مسير اصلي زندگي انقلابي ملت ايران، تصريح كردند: ملت ايران با وحدت و همبستگي، تلاش و مجاهدت و با جدي گرفتن حركت خود به سوي قله‌هاي كمال، مي‌تواند بر دشمن غلبه كند و به فضل خداوند اين كار را نيز خواهد كرد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، با اشاره به عنايت و كمك‌هاي الهي به ملت ايران، افزودند: در اين برهه نيز يكي از كمك‌هاي الهي اين است كه دولت آمريكا به عنوان مظهر استكبار دچار مشكلات و ناكامي‌هاي فراواني شده كه ناكامي در مساله فلسطين، عراق، افغانستان و لبنان نمونه‌هاي بارز آنهاست.

ايشان با اشاره به گسترش روزافزون مخالفت‌هاي مردمي در داخل آمريكا با حضور نظاميان اشغالگر اين كشور در عراق، خاطر نشان كرد: اين مخالفت‌ها و تنفرها به حدي رسيده كه حتي نامزد جمهوريخواه انتخابات رياست جمهوري آمريكا براي جلب راي مردم همان واقعيتي را كه از روز اول مي‌گفتيم، بيان مي‌كند و مي‌گويد هدف اصلي آمريكا از اشغال عراق تسلط بر نفت اين كشور و منطقه بوده كه اين مساله نشانه ديگري از ناكامي دولت آمريكا است.

رهبر انقلاب اسلامي با تاكيد بر اينكه ابرقدرت‌ها همواره تلاش دارند در عين ناكامي با زبان تهديد، طرف مقابل را مرعوب كنند، افزودند: ملت ايران اين راز را كشف كرد و در مقابل تهديدهاي آمريكا و ديگر قدرت‌ها نهراسيد و از اين پس نيز مرعوب نخواهد شد و همه‌ي دشمنان در حسرت زوال نظام جمهوري اسلامي خواهند ماند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، مرعوب نشدن در مقابل تهديدهاي دشمن، شجاعت، آگاهي، هوشياري و تكيه بر توانايي‌هاي دروني را بخشي از راهكار مقابله با دشمن دانستند و تاكيد كردند: در كنار اين مسايل بايد تلاش و احساس مسووليت مردم و مسوولان براي ساختن ايران آن‌گونه كه شايسته ايران و اسلام است، مضاعف شود و ارتباط ميان مردم و مسوولان نيز همانند وضعيت فعلي مستحكم و صميمانه باقي بماند.

رهبر انقلاب اسلامي خاطرنشان كردند: هركس كه سعي كند ميان ملت و مسوولان فاصله بيندازد و بر طبل اختلافات بكوبد، كاري برخلاف مصلحت كشور و ملت انجام داده است.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با اشاره به آمادگي ملت در همه‌ي عرصه‌ها و هم‌چنين آمادگي مسوولان براي خدمت‌رساني افزودند: وحدت كلمه و حسن ظن نسبت به يكديگر زمينه‌ساز عنايت خداوند و فائق آمدن بر مشكلات است.

ايشان خاطرنشان كردند: تنها راه سربلندي وپيشرفت ايران تمسك به اسلام است.

رهبر انقلاب اسلامي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به سابقه‌ي تاريخي، ديني و مبارزات انقلابي و ضد استعماري مردم كازرون و هم‌چنين برجستگي اين منطقه در وادي علم و ادب افزودند: نسبت سلمان فارسي به عنوان چهره‌ي شاخص تاريخ اسلام به كازرون نيز مايه افتخار است.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با تاكيد بر اين‌كه انتساب ولادت سلمان فارسي در كازرون با برخي اقوال ديگر مبني بر حضور او در دوران نوجواني و جواني در اصفهان منافاتي با يكديگر ندارند خاطر نشان كردند: سلمان فارسي متعلق به همه ايرانيان است و مردم ايران به شخصيتي همانند سلمان كه پيامبر اكرم (ص) او را جزو اهل بيت عليهم السلام مي‌دانستند، مفتخر هستند.

ايشان افزودند:‌ ايمان و معرفت، مقام مجاهدت در راه خدا و پيگيري براي رسيدن به سرچشمه زلال حقيقت از صفات ويژگي‌هاي سلمان فارسي است كه او را به چنين مقامي رساند و اين يك درس و الگو براي همه جوانان ايراني است.

 

نوشته شده توسط طاهری در 8:44 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387

شخصيت زن از ديدگاه پيامبر (ص)

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم نسبت به زن احترام خاصى قايل بود و مرتباً درباره محبت و مهربانى و مداراى با آنها سفارش مى‏كرد، به زنان سلام مى‏كرد و مكرر مى‏فرمود:
من از دنياى شما سه چيز را دوست مى‏دارم و آن سه چيز عبارت‏اند از: عطر، زن و نماز كه روشنى چشم من است. (1)
ناگفته پيدا است كه اين سخن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به خاطر شهوت و غريزه جنسى نبود، بلكه آن حضرت با ايراد چنين سخنانى مى‏خواست زنان را كه در نظر اعراب، موجودى بى‏ارزش و در حد يك حيوان بودند، بزرگ جلوه دهد. بدين جهت، زن را در رديف نماز كه امرى عبادى و مقدس است، قرار داد و با اين تعبير، زن را به بالاترين مقام ترقى داد.
«ميمونه»، همسر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى‏گويد: از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم شنيدم كه مى‏فرمود: بهترين مردان امت من كسى است كه نسبت به همسر خود بهترين رفتار را داشته باشد و بهترين زنان امت من كسى است كه نسبت به همسر خويش بهترين كردار را داشته باشد. هر زنى كه آبستن مى‏شود، هر شب و روزى كه بر وى مى‏گذرد، برابر با هزار شهيد، اجر و پاداش دارد. بهترين زنان امت من زنى است كه در آنچه معصيت نباشد، رضاى شوهر را به دست آورد و بهترين مردان امّت من، مردى است كه با خانواده‏اش به لطف و مدارا زندگى كند. چنين مردى هر روزى كه بر او بگذرد، اجر صد شهيد دارد.
عمر گفت: يا رسول‏اللَّه! چگونه مى‏شود زنى كه رضايت شوهرش را به دست آورد، اجر هزار شهيد و مردى كه با خانواده‏اش مدارا كند، اجر صد شهيد را داشته باشد؟
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: بدان كه اجر زنان، نزد خداوند، بيش از اجر مردان است. به خدا سوگند كه ستم شوهر نسبت به زن، بعد از شرك به خدا، بزرگترين گناهان است. نسبت به رفتار با موجود ضعيف (زن و يتيم) از خدا بترسيد كه خداوند به خاطر ايشان، شما را مؤاخذه خواهد كرد. هر كه به اين دو نيكى كند، رحمت الهى نصيب او شود و هر كه بدى نمايد، مورد سخط و خشم الهى واقع شود.(2)
رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم معيار جوانمردى و فرومايگى انسان را چنين بيان مى‏فرمايد: جوانمردان، كسانى هستند كه زنان را گرامى مى‏دارند و فرومايگان نسبت به آنان اهانت مى‏نمايند. (3)
و در حديث ديگر مى‏فرمايد: بهترين شما كسى است كه با خانواده‏اش رفتار نيك داشته باشد. من نيز با خانواده‏ام چنين‏ام.(4)
ابن‏عباس از پيامبر گرامى صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت مى‏كند: هركس دخترى داشته باشد و نسبت به او اهانتى روا ندارد و فرزند پسرش را بر او ترجيح ندهد، خداوند او را داخل بهشت مى‏كند. (5 )
و نيز مى‏فرمايد: هركسى كه از بازار، متاع و تحفه‏اى به خانه آرد، اول به دختران بدهد و سپس به پسران. هر آن كس كه دختران را شاد كند، گويى كه از ترس خدا گريسته است، يعنى همان تقرب و پاداش را دارد.(6)

 1 ـ روش خوشبختى، ص 89.
2ـ روش خوشبختى، ص 78 تا 79.
3 ـ ما اكرم النساء الا كريم و ما اهانهن الا لئيم. (آيين همسردارى، ص 6).
4 ـ خيركم خيركم لاهله و انا خيركم لاهلى.(حقوق و حدود زن در اسلام، ص 44- 47).
5 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم خاتم پيامبران، ج 1، ص 183.
6 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم خاتم پيامبران، ج 1، ص 183.

نوشته شده توسط طاهری در 10:10 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 
 

به دیدن وبلاگ میثاق با کوثر آل محمد(ص)خوش آمدی


نيكى كردن به پدر ، مادر ، يتيمان و مساكين از وظايف ضرورى اهل ايمان است . (بقره: 83؛ تفسير راهنما، جلد 1، صفحه 249)
زن خوب وفرمانبرو پارسا کند مرد درویش را پادشاه
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

                         به نام خدا                           اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ  في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ  اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ  اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ  فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام